شناسه خبر: 86146
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ شنبه ۲۶ مرداد، ساعت 06:30
وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ﴿رعد/۷﴾ و براى هر قومى رهبرى است

حضرت هادی(علیه السّلام) امام مسلمین است
وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ﴿رعد/۷﴾
و براى هر قومى رهبرى است

زیارت جامعه کبیره؛ معجزه علمی امام هادی(ع):

علّامه مجلسی در تـوصیف این زیارتنامه :
«زیارت جامعه، از نظر سند، صحیح ترین زیارت ها، ازجهت محتوا، عمیق ترین، از نظر لفظ، فصیح ترین و از حیث معنی، بـلیغ ترین زیارتـنامه ها و پرارج تـرین آنهاست.» (مجلسی،ج99،1404ق، ص:144)

تفسیر المیزان
" إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ"- این جمله جوابى است که خداوند تعالى به رسول گرامیش یاد مى‏دهد تا به ایشان ابلاغ کند، و اگر خطاب را متوجه رسول خدا (ص) نمود نه آنها، و نفرمود که این جواب را به ایشان ابلاغ کند، و خلاصه اگر اسمى از ایشان نبرد براى این بود که به آنان تعریض نموده بفهماند که استحقاق جواب ندارند، چون نه علم دارند و نه آن مقدار عقل و فهمى که لازم است، زیرا از این که از خود معجزه پیشنهاد مى‏کنند- بطورى که از بیشتر آیاتى که اقتراحات ایشان را حکایت مى‏کند برمى‏آید- چنین استفاده مى‏شود که ایشان خیال مى‏کرده‏اند رسول باید قدرت غیبى‏اى بطور مطلق داشته باشد، که هر چه را بخواهد بتواند ایجاد کند و هر چه را از او بخواهند به وجود آورد.
و حال آنکه رسول، جز بشرى مثل خود آنان نیست، و تفاوتش همین است که خدا او را بسوى ایشان فرستاده تا از عذاب او انذارشان کند و از اینکه از عبادت او استکبار بورزند و در زمین فساد کنند زنهارشان دهد، چون سنت الهى در مخلوقاتش همواره بر این جریان داشته که خلق خود را بسوى کمال مطلوبش هدایت کند و بر آنچه که صلاح معاش و معاد ایشان است دلالت فرماید.
پس رسول، خودش به خودى خود بشرى است مثل آنان یعنى او نیز همانند آنان مالک نفع و ضرر و مرگ و حیات و نشور خود نیست، و جز تبلیغ رسالت پروردگار خود وظیفه‏اى  ندارد، و اما معجزات، امرش به دست خداست، او است که اگر بخواهد آیات و معجزات را مى‏فرستد، پس درخواستشان از رسول از نادانى محض است.
بنا بر این، معناى آیه چنین مى‏شود: ایشان- با اینکه قرآن بزرگترین و بهترین معجزات است و در اختیار ایشان هست- از تو معجزه‏اى بر طبق دلخواه خود مى‏خواهند با اینکه تو در باره معجزه هیچکاره‏اى، تو تنها هدایت کننده‏اى هستى که ایشان را از راه انذار هدایت مى‏کنى، چون سنت خداوند در بندگانش بر این جریان یافته که در هر مردمى یک نفر هادى و راهنما مبعوث کند تا ایشان را هدایت نماید.
از این آیه شریفه برمى‏آید که زمین هیچ وقت از هدایت‏گرى که مردم را بسوى حق هدایت کند خالى نمى‏شود، یا باید پیغمبرى باشد و یا هادى دیگرى که به امر خدا هدایت کند
تفسیر نمونه
2- منظور از جمله" لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ" چیست؟
جمعى از مفسران گفته‏اند که این هر دو صفت" منذر" و" هادى" به پیامبر بر مى‏گردد و در واقع جمله چنین بوده است انت منذر و هاد لکل قوم:" تو بیم دهنده و هدایت کننده براى هر جمعیتى هستى".
ولى این تفسیر خلاف ظاهر آیه فوق است، چرا که" واو" جمله" لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ" را از" إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ" جدا کرده است، آرى اگر کلمه" هاد"، قبل از" لِکُلِّ قَوْمٍ" بود این معنى کاملا قابل قبول بود ولى چنین نیست.
دیگر اینکه هدف این بوده است که دو قسم دعوت کننده به سوى حق را بیان کند: اول دعوت کننده‏اى که کارش انذار است، و دیگر دعوت کننده‏اى که کارش هدایت است.
حتما سؤال خواهید کرد که میان" انذار" و" هدایت" چه تفاوت است؟.
در پاسخ مى‏گوئیم که انذار براى آن است که گمراهان از بیراهه به راه آیند، و در متن صراط مستقیم جاى گیرند ولى هدایت براى این است که مردم را پس از آمدن به راه به پیش ببرد.
در حقیقت" منذر" همچون" علت محدثه" و ایجاد کننده است، و هادى به منزله" علت مبقیه" و نگهدارنده و پیش برنده، و این همان چیزى است که ما از آن تعبیر به" رسول" و" امام" مى‏کنیم، رسول، تاسیس شریعت مى‏کند و امام حافظ و نگهبان شریعت است (شک نیست که هدایت کننده بر شخص پیامبر در موارد دیگر اطلاق شده اما به قرینه ذکر منذر در آیه فوق مى‏فهمیم که منظور از هدایت کننده کسى است که راه پیامبر را ادامه مى‏دهد و حافظ و نگهبان  شریعت او است).
روایات متعددى که از پیامبر ص در کتب شیعه و اهل تسنن نقل شده که فرمود:" من منذرم و على هادى است" این تفسیر را کاملا تایید مى‏کند به عنوان نمونه به چند روایت از آنها اشاره مى‏کنیم:
1-" فخر رازى" در ذیل همین آیه در تفسیر این جمله از" ابن عباس" چنین نقل مى‏کند:
وضع رسول اللَّه یده على صدره فقال انا المنذر، ثم اوما الى منکب على (ع) و قال انت الهادى بک یهتدى المهتدون من بعدى:
" پیامبر دستش را بر سینه خود گذاشت و فرمود: منم منذر! سپس به شانه على اشاره کرد و فرمود تویى هادى! و بوسیله تو بعد از من هدایت یافتگان هدایت مى‏شوند" .
این روایت را دانشمند معروف اهل تسنن علامه ابن کثیر در تفسیر خود، و همچنین علامه ابن صباغ مالکى در" فصول المهمه" و گنجى شافعى در" کفایة الطالب" و طبرى در تفسیر خود و ابو حیان اندلسى در کتاب تفسیرش به نام" بحر المحیط" و همچنین علامه نیشابورى در تفسیر خویش و گروه دیگرى نقل کرده‏اند.
2- حموینى که از علماى معروف اهل تسنن است در کتاب" فرائد السمطین" از ابو هریره اسلمى چنین نقل مى‏کند: ان المراد بالهادى على (ع).
3- میرغیاث الدین نویسنده کتاب" حبیب السیر" در جلد دوم کتاب خود صفحه 12 چنین مى‏نویسد، قد ثبت بطرق متعدده انه لما نزل قوله تعالى إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ قال لعلى انا المنذر و انت الهادى بک یا على یهتدى المهتدون من بعدى" به طرق متعددى نقل شده هنگامى که آیه"إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ" نازل شد پیامبر ص به على ع فرمود من منذرم و تو هادى اى على! بوسیله تو هدایت یافته‏گان هدایت مى‏شوند".
آلوسى در" روح المعانى" و شبلنجى در" نور الأبصار" و شیخ سلیمان قندوزى در" ینابیع الموده" نیز این حدیث را به همان عبارت یا نزدیک به آن نقل کرده‏اند.
گر چه راوى این حدیث در غالب طرق آن ابن عباس است، ولى منحصر به ابن عباس نیست، بلکه از ابو هریره (طبق نقل حموینى) و از خود على ع (طبق نقل ثعلبى) نیز روایت شده است، آنجا که فرمود
المنذر النبى و الهادى رجل من بنى هاشم یعنى نفسه:
" منذر پیامبر است و هدایت کننده مردى از بنى هاشم است که منظور حضرت خود او بود"
گر چه در این احادیث تصریح به مساله ولایت و خلافت بلافصل نشده است ولى با توجه به اینکه هدایت به معنى وسیع کلمه منحصر به على ع نبود بلکه همه علماى راستین و یاران خاص پیامبر ص این برنامه را انجام مى‏دادند، معلوم مى‏شود معرفى على ع به عنوان هادى به خاطر امتیاز و خصوصیتى است که او داشته است، او برترین مصداق هادى بوده و چنین مطلبى جدا از ولایت و خلافت پیامبر ص نخواهد بود.

.............................................
آسمانیست جلوه های شما
روی چشمان ماست جای شما
حضرت جبرئیل با بالش
طاق نصرت زده برای شما
هرکسی که شنیده گفته چنین
بی نظیرست ربنای شما
همه ی برگ های پاییزی
میشود سبز زیر پای شما
باهمین دست خالی ام دارم
چشم امیّد بر عطای شما
و برای قیامتم کافیست
نخی از گوشه ی عبای شما
از مسیر خطا برم گرداند
روشنایی ردّ پای شما
افتخار تمام ما این است
شده آقای ما -گدای شما
شب برای خودش سلیمان است
زائر صبح سامرای شما
عشق ما بر شما ارادی نیست
عشق ما جز امام هادی نیست
ای صفا بخش انجمن هادی
رونق یاس و یاسمن هادی
گل خوش عطر و بوی زیبارو
علت رویش چمن هادی
دهمین نور محض آل الله
پدر دومین حسن هادی
درجمال تو منعکس شده است
روشنایی پنج تن هادی
در قنوتت فرشته ها بودند
به دو دست تو بوسه زن هادی
بی نظیری در انتقاد و کلام
هستی استاد در سخن هادی
شیر در پرده را که جان دادی
روح تازه بده به من هادی
روز محشر در ازدحام بیا
نام ما را صدا بزن هادی
همه محتاج یک دعای توایم
حاجت قلب مرد و زن هادی

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha