شناسه خبر: 84797
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۷ تير، ساعت 06:30
فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ * الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ﴿قریش/3و۴﴾ پس باید خداوند این خانه را بپرستند همان [خدایى] که در گرسنگى غذایشان داد و از بیم [دشمن] آسوده ‏خاطرشان کرد

تأمین اجتماعی، از توجهات اولیه اسلام به جامعه
فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ * الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ﴿قریش/3و۴﴾
پس باید خداوند این خانه را بپرستند همان [خدایى] که در گرسنگى غذایشان داد و از بیم [دشمن] آسوده ‏خاطرشان کرد

امام حسین  (علیه السلام) : همانا وقتی مردم نیازهایشان را بسوی شما می آورند، این، از نعمت های خداوند بر شماست، بنا براین از نعمت های الهی خسته نشوید، که (در آن صورت) خداوند آنرا از شما (سلب نموده) و به سوی دیگران بر می گرداند . (مستدرک الوسایل 12/369)
تفسیرالمیزان
فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ"
حرف" فاء" در آغاز جمله" فلیعبدوا" در اصطلاح ادبیات براى این آمده که مطلب بویى از شرطیت را داشته، یعنى جا داشته کسى توهم کند که پرستش رب این بیت لا بد شرایطى دارد که با بودن آن شرایط باید رب این بیت را پرستید، و با نبودنش نپرستند. براى رفع این توهم مى‏فرماید" اگر در گذشته چنین کردیم و چنان شد و شما چنان بودید و چنین شدید، کارى به گذشته نداریم، گذشته هر چه بوده باید امروز رب آن بیت را بپرستید، که شما را با ایام دو رحلت مانوس کرد، و در این وظیفه هیچ شرطى در کار نیست". و یا بویى از تفصیل را داشته، یعنى جا داشته توضیح دهد در چه حالى رب این بیت را بپرستند، و در چه حالى نپرستند، و این دو حال را از یکدیگر جدا کند، چون جاى چنین توهمى بوده، فرموده: نه، تفصیلى در بین نیست، در هر حالى که پیش بیاید باید رب این بیت را بپرستید، پس حرف فاء در این آیه نظیر حرف" فاء" در آیه" وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ" « و به خاطر پروردگارت شکیبایى کن. سوره مدثر، آیه 7.» است.
و حاصل معناى آیات سه‏گانه این است که قریش باید رب این بیت را بپرستد، بخاطر اینکه رب این بیت ایشان را با دو رحله تابستانى و زمستانى مانوس کرد، تا هم گردونه تجارت و زندگیشان بگردد، و هم در وطن ایمن باشند.
آنچه تا کنون گفته شد بر این فرض بود که سوره مورد بحث جداى از سوره فیل، و سیاقش مستقل از سیاق آن باشد، و اما بر فرضى که این سوره جزو سوره فیل و متمم آن باشد، در این فرض گفته‏اند حرف" لام" در کلمه" لایلاف" تعلیلى و متعلق به مقدرى است که مقام بر آن دلالت مى‏کند، و معنایش این است که: اگر ما این رفتار را با اصحاب فیل کردیم، نعمتى بود از ما به قریش، اضافه بر نعمتهایى که بر آنان انعام کرده بودیم، و دو رحلت زمستانى و تابستانى به آنان داده بودیم، پس گویا فرموده: نعمتى به سوى نعمت دیگر به ایشان دادیم، و لذا بعضى « مجمع البیان، ج 10، ص 545.» گفته‏اند: لام مذکور در آخر به معناى" الى- به سوى" منجر مى‏شود، و این گفته" فراء" است.
و بعضى « مجمع البیان، ج 10، ص 545.» دیگر گفته‏اند: معنایش این است که: ما این بلا را به سر اصحاب فیل آوردیم تا قریش با شهر مکه مانوس شود و بتواند در آن شهر بماند، و یا این کار را کردیم تا قریش را که از ترس ابرهه از شهر گریخته بودند، دو باره به شهرشان علاقمند کنیم، لذا لشکر ابرهه را هلاک کردیم، و این باعث شد که قریش بیش از پیش به مکه و کعبه علاقمند شوند، و نیز محمد (ص) در آنجا متولد شود و سپس به عنوان رسولى بشیر و نذیر مبعوث گردد، لیکن اشکال در این چند معنا در استفاده آنها از سیاق است، و اینکه این معانى از کجاى سیاق بر مى‏آید.
" الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ" این آیه اشاره است به منت واضحى که در ایلاف دو رحلت وجود دارد، و نعمت ظاهرى که نمى‏توانند آن را انکار کنند، و آن تامین معاش قریش و امنیت آنان است که در سر زمینى زندگى مى‏کردند که نه نانشان تامین بوده و نه جانشان، و نه سر زمین خرمى بود که دیگران بدانجا آیند، و نه جان دیگران در آنجا تامین مى‏شد پس باید ربى را بپرستند که این چنین به بهترین وجه امورشان را تدبیر نمود، و او همان رب بیت است.
بحث روایتى [ (روایتى در باره مفاد سوره ایلاف)]
در تفسیر قمى در ذیل آیه" لِإِیلافِ قُرَیْشٍ" آمده که: این سوره در باره قریش نازل شده، چون قریش معاششان از دو رحلت تابستانى و زمستانى به یمن و شام تامین مى‏شد، از مکه پوست و محصولات دریایى و کالاهایى که در ساحل دریا پیاده مى‏شده از قبیل فلفل و امثال آن را بار مى‏کردند و به شام مى‏بردند، و در شام جامه و آرد خالص و حبوبات (غلط مشهور است، و صحیح آن حبوب است که در روایت آمده)، خریدارى مى‏کردند، و همین مسافرت باعث مى‏شد وحدت و الفتى در بینشان بر قرار گردد، هر وقت به یکى از این دو سفر دست مى‏زدند یکى از بزرگان قریش را رئیس خود مى‏کردند، و زندگیشان از این راه تامین مى‏شد.
بعد از آنکه خداى تعالى رسول گرامیش را مبعوث فرمود: مردم قریش بى‏نیاز از سفر شدند، چون از اطراف حجاز مردم رو به آن جناب نهاده، هم آن حضرت را زیارت مى‏کردند، و هم خانه خدا را، و لذا در این سوره فرمود:" فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ" پس رب این خانه را بپرستند، که ایشان را از گرسنگى نجات داد، و دیگر احتیاج ندارند به شام بروند،" وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ" یعنى راهزنان بپاس حرمت کعبه کارى به کار آنان ندارند « تفسیر قمى، ج 2، ص 444.».
مؤلف: اینکه فرمود:" بعد از آنکه خداى تعالى رسول گرامیش را مبعوث فرمود" انطباقش با سیاق آیات سوره روشن نیست، چون گفتیم سیاق همه از داستان ابرهه و قبل از ولادت آن حضرت سخن دارد، و چه بسا این قسمت جزو کلام امام نبوده، و مرحوم قمى آن را از بعضى روایات ابن عباس استفاده کرده باشد.
....................................................
چه میشود خدایا سرآید این جدایی
بلند آسمانی؟ چه می‌شود بیایی؟
نوید داده بودند که صبح می‌رسد آه!
چرا نمی‌رسد صبح؟ کجاست روشنایی؟
دوباره خواب دیدم تو را که با نگاهت
گره از این دل تنگ چه ساده می‌گشایی
ردای سبزت آقا به آب طعنه می‌زد
چه پاک و آسمانی ،چقدر بی ریایی
زمین خشک و بی‌روح درانتظار باران
چه می‌شود بباری؟ چه می‌شود بیایی

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha