شناسه خبر: 80652
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ يکشنبه ۲۶ خرداد، ساعت 06:00
وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ ﴿نحل/۹﴾ و [بیان‏] راه میانه با خداوند است، و بعضى از آن [راهها] بیراهه است، و اگر مى‏خواست همگى شما را هدایت مى‏کرد

تنها، خداوند شایسته هدایت به میانه روی، است
وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ ﴿نحل/۹﴾
و [بیان‏] راه میانه با خداوند است، و بعضى از آن [راهها] بیراهه است، و اگر مى‏خواست همگى شما را هدایت مى‏کرد

امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام):
کسی که میانه روی را شیوه خود قرار دهد، ثروت و بی نیازی او دوام خواهد داشت و روش اعتدال، فقر و مشکلات زندگی او را جبران خواهد کرد .
ثنا گفتن بیش از حد شایستگی، تملق است و کمتر از آنچه سزاوارند، یا ناشی از عجز است یا منشا آن حسد است.   
(نهج البلاغه، حکمت۳۴۷) (غررالحکم، ص۶۶۵-۶۶۶)

تفسیر المیزان
" وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ".
کلمه" قصد"- بطورى که راغب و غیر او گفته‏اند- به معناى استقامت راه است، یعنى راه آن طور مستقیم باشد که در رساندن سالک خود به هدف، قیوم و مسلط باشد، و ظاهرا این کلمه که مصدر است به معناى اسم فاعل است، و اضافه شدن آن به کلمه" سبیل"، اضافه صفت به موصوف خویش است، و بنا بر این، معناى قصد السبیل، سبیل قاصد است، در مقابل قول خداوند که مى‏فرماید:" وَ مِنْها جائِرٌ" که" جائر" به معناى منحرف از هدف است و رهرو خود را به غیر هدف مى‏رساند، و از هدف گمراه مى‏کند.
و مقصود از اینکه فرمود:" بر خداست قصد سبیل"، این است که بر خدا واجب است که سبیل قاصد و راه مستقیم را براى بندگانش معین کند، تا آن راه، ایشان را به سعادت و فلاح بکشاند، و چون حاکمى غیر از خدا نیست که او را محکوم به این واجب کند، پس او خودش بر خود واجب کرده است که راهى براى بندگان خود قرار دهد و ایشان را بسوى خود هدایت کند، و قرار هم داده.
زیرا راه قرار دادنش همین است که انسان و بلکه هر موجودى را به قوا و ادواتى مجهز کرده که اگر درست به کارش بزند او را به کمال مطلوب و سعادتش مى‏رساند هم چنان که قرآن کریم فرمود:" الَّذِی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏" « آن کس که خلقت هر چیزى را بداد آن گاه هدایت کرد. سوره طه، آیه 51.» و در خصوص انسان فرمود:
" فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ" « بپایدار روى خود را براى دین حنیف، آن فطرتى که بشر را بر آن خلق کرد تبدیلى در خلق خدا نیست. سوره روم، آیه ».
و اما" هدایت"، عبارت است از آن تلقین‏هایى که از دو ناحیه در بشر القاء نموده، یکى از ناحیه فطرت و یکى از طریق بعث رسل و انزال کتب و تشریع شرایع، هم چنان که در باره قسمت اول فرموده:" وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها" « سوگند به نفس و درستى آن (و یا درست کننده آن) پس فجور و تقوایش را بدو الهام نمود.
سوره شمس، آیه 8» و در باره قسمت دوم. فرمود:" إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً" « ما راه را به او نمایاندیم حال یا شکرگزار است و یا ناسپاس. سوره دهر، آیه 3.».
و اگر خداى سبحان این آیه را که مربوط به هدایت است در میان آیاتى قرار داده که نعمتهاى علوى و سفلى، از آسمان و زمین و انعام و خیل و بغال و حمیر و آب نازل از آسمان و زراعت و نظائر آن را مى‏شمارد، بدین جهت بوده که کلام در دو آیه انعام و خیل به معناى راهپیمایى و سوار شدن مرکب منتهى شد، لذا مناسب بود که راههاى معنوى که آدمى را به هدف حقیقى او و کمالى که در مسیر حیات در جستجوى آنست مى‏رساند خاطر نشان بسازد.
لذا فرمود: یکى از نعمتهایى که خدا بر بندگانش منت نهاده این است که بر خود واجب کرده راه میانه را به آنان بنمایاند تا بتوانند به سعادت زندگیشان برسند و بسوى پروردگارشان هدایت گردند.
در این آیه، خداى سبحان قصد السبیل را به خودش نسبت داده، ولى سبیل جائر را نسبت نداده، جهتش این است که جائر، راه ضلالت است و از ناحیه خدا جعل نشده است بلکه راهى که خدا جعل کرده راه قصد و هدایت است، و راه جائر، به معنى انحراف از راه هدایت و نپیمودن آن است، پس در حقیقت راه نیست بلکه بیراهه است.
و بهر حال آیه شریفه ظاهر در این است که قصد السبیل را به خدا نسبت داده و آن دیگرى را نسبت نداده، و چون قصد السبیل- که آن را به خدا نسبت داده- رهرو خود را به خدا منتهى مى‏کند و از این مى‏فهمیم که راه جائر که آن را به خدا نسبت نداده رهرو خود را به خدا منتهى نمى‏کند، و نیز مى‏فهمیم که راه نیست بلکه انحراف از راه است.
و چون ممکن است کسى توهم کند که همین عمل خدا باعث شده که خدا خود بدست خودش خود را مغلوب کرده و نعمتش را مکفور نماید، براى اینکه مى‏بینیم اکثر مردم این راه را نپیموده، و به هدایت آن مهتدى نشده‏اند، و اگر او چنین راهى را جعل نمى‏فرمود بندگان نافرمانیش نمى‏کردند، پس خودش خود را در تدبیر خویش مغلوب بندگانش کرده است، و چون جاى چنین توهمى بوده جمله‏اى را اضافه کرد تا آن را دفع کند، و آن جمله:" وَ لَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ" است، یعنى اگر اکثر مردم راه خدا را نمى‏روند بخاطر عجز خداى سبحان و غلبه آنان بر خدا و شکست دادن خدا نیست، بلکه از این جهت که خدا نخواسته هدایت شوند، زیرا اگر خدا مى‏خواست همه را هدایت مى‏کرد و ایشان چاره‏اى جز هدایت نداشتند چون خداوند در هر حال، قاهر و غالب است.
و به عبارت دیگر،" سبیل قاصد" که خدا آن را قرار داده سبیلى است که بر اساس اختیار انسان بنا و درست شده، که انسان به اختیار خود، با اعمال صالح و اجتناب از معاصى آن را مى‏پیماید، و چنین راهى ممکن نیست جبرى باشد، هم چنان که ممکن نیست عمومى باشد، زیرا طبیعت‏هاى افراد، مختلف، و ترکیب ساختمانى آنان گوناگون است، و قهرا آثار این طبیعت‏ها و ترکیب‏هاى مختلف نیز متفاوت است، در نتیجه افراد در ایمان و کفر و تقوى و فجور و اطاعت و معصیت مختلفند.
آیه شریفه از آن آیاتى است که دو طائفه اشاعره و معتزله که دو فرقه از فرق مسلمین بودند در آن اختلاف کردند، معتزله به این آیه استدلال کرده‏اند بر اینکه: پاره‏اى از امور را مى‏شود به خدا نسبت داد، و پاره‏اى دیگر را نمى‏شود نسبت داد، چون در این آیه، قصد السبیل را به خدا نسبت داده، و سبیل جائر را نسبت نداده، و تفسیر کشاف، استدلال آنان را نقل کرده است .
در مقابل، اشاعره براى پاسخگویى به آنان و اینکه این دلالت را از آیه بگیرند خود را به زحمت انداخته‏اند. یکى  گفته است: هر دو راه از ناحیه خداست، و اگر سبیل جائر را به خدا نسبت نداده منظور رعایت ادب نسبت به خدا بوده است. یکى  دیگر گفته: مقصود از عبارت" وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ" این است که فضل و کرم خدا باعث شد که از میان دو راهى که او خودش درست کرده حق را بیان کند و راه باطل و جائر را بیان نکند و گر نه در اصل هر دو راه مجعول از جانب خداى تعالى مى‏باشد. بعضى  دیگر اصلا انکار کرده‏اند که: تغییر اسلوب در آیه دلالت بر چیزى داشته باشد.
[بیان اینکه راه ضلالت در حقیقت راه نیست و امرى عدمى است و بحث معتزله و اشاعره در جواز یا عدم جواز اسناد خلق آن به خداوند بى‏مورد است‏]
ولى حق این است که دلالت آیه بر اینکه قصد السبیل منسوب به خداست و سبیل جائر منسوب به او نیست، هیچ شکى ندارد، لیکن این دلالت مستلزم این نیست که سبیل جائر مجعول دیگران باشد، چون گفتیم که سبیل جائر و راه ضلالت در حقیقت راه نیست، تا قابل جعل باشد، بلکه اگر دقت کنیم راهى نرفتنى و امرى عدمى است، و امر عدمى هم قابل جعل نیست تا بنشینیم بحث کنیم در اینکه چه کسى این بیراهه و ضلالت را جعل و ایجاد کرده است، و اگر در مواردى ضلالت گمراهان را به خدا نسبت داده معنایش هدایت نکردن است.
با این حال اگر شما بگوئید پس چرا در آیه" یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ" « هر کس را بخواهد گمراه و هر کس را بخواهد هدایت مى‏کند. سوره فاطر، آیه 8.» و آیه" یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً" « گمراه مى‏کند بوسیله آن (مثل) بسیارى را و هدایت مى‏کند بوسیله آن بسیارى را. سوره بقره، آیه 26.» فرموده هر که را بخواهد هدایت مى‏کند، و هر که را بخواهد گمراه مى‏کند؟ در جواب مى‏گوئیم این گمراه کردن بخاطر مجازات اعمالى است که از فرد مستحق ضلالت سر زده است، نه اینکه گمراه کردن ابتدایى باشد چنان که جمله" وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِینَ" « و گمراه نمى‏کند بوسیله آن مگر فاسقان را. سوره بقره، آیه 26.» آن را تفسیر کرده و فهمانده است که وقتى انسان فسق و تباهى را پیشه خود کند و به سوء اختیار خود از زى عبودیت خدا بیرون آید، یعنى خداى را نافرمانى کند و رجوع هم نکند، این روش، ضلالت ابتدایى آدمى و شروع به ضلالت است، که از ناحیه خود انسان سر مى‏زند، و مستند به خود آدمى است، و در صورتى که انسان از آن بازگشت نکند خدا او را به ضلالتى بیشتر مجازاتش مى‏کند و در حالت ضلالتش ثابت مى‏کند.
و اینکه گفتیم ضلالت ابتدایى از ناحیه خود بشر شروع مى‏شود براى این است که خداى تعالى بشر را، هم از طریق فطرت و هم بوسیله دعوت انبیاء هدایت کرده و راه را یادشان داده است پس اگر کسى با این حال راه را گم مى‏کند خودش مى‏کند.
..................................................
خدا کند که بشکند شبی دلم به پای تو
و کاش چاه می‌شدم که بشنوم صدای تو
تو اوج خوب بودنی، تو حالت سرودنی
به آسمان رسیده‌ای، کجاست انتهای تو
حضور غیبتت بزرگ، دل نماز را شکست
زمین قیام کرده است به شوق اقتدای تو
بیا تمام من بیا بیا که نذر کرده‌ام
که هر چه دارم از غزل بریزمش به پای تو
به انتظار تو دلم نشسته سبز می‌شود
بیا ببین که شاعرم ولی فقط برای تو

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha