شناسه خبر: 79673
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ سه شنبه ۲۴ ارديبهشت، ساعت 06:00
هر روز یک ایه از کلام وحی

مؤمنان فقط بر خدا توکل می کنند

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿تغابن/۱۳﴾ خداست که هیچ معبودی جز او نیست، پس مؤمنان فقط باید بر او توکّل کنند.

مؤمنان فقط بر خدا توکل می کنند
اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿تغابن/۱۳﴾
خداست که هیچ معبودی جز او نیست، پس مؤمنان فقط باید بر او توکّل کنند.

امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام):
هر که بر خدا توکل کند دشواریها برایش آسان شده و اسباب برایش فراهم گردد.
غررالحکم ح3888 ص197
تفسیر المیزان
" اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ" این آیه در مقام بیان علت وجوب اطاعت خداست، و علت اینکه چرا اطاعت رسول از مصادیق اطاعت خداست. توضیح اینکه اطاعت که عبارت است از گردن نهادن در برابر اوامر و نواهى مولى، خود یکى از شؤون عبودیت و بردگى براى مولى است، زیرا اگر مولى برده‏اى را مالک مى‏شود، هیچ منظورى ندارد جز اینکه مالک اراده و عمل برده باشد، به طورى که برده‏اش اراده نکند مگر آنچه را که مولى اراده مى‏کند و هیچ عملى را انجام ندهد مگر آنچه را که مولایش از او بخواهد انجام دهد، پس طاعت مولى نحوه‏اى از عبودیت عبد است، هم چنان که در آیه زیر هم بدان اشاره نموده مى‏فرماید:" أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ" « اى فرزندان آدم! آیا با شما عهد نکردم که زنهار، شیطان را عبادت مکنید؟. سوره یس، آیه 60.» با اینکه هیچ کس شیطان را به عنوان خدایى نپرستیده، پس منظور از پرستش شیطان همان اطاعت کردن اوست.
پس معلوم شد اطاعت کردن یک مطیع از مطاع خود عبادت آن مطاع است، و چون به جز خداى عز و جل معبودى نیست، پس طاعتى جز براى خدا، و یا هر کسى که خدا اطاعتش را واجب کرده باشد صحیح نیست. در نتیجه معناى آیه مورد بحث چنین مى‏شود: خداى سبحان را اطاعت کنید، زیرا به جز معبود کسى نباید اطاعت شود، و معبود به حق هم به جز خدا کسى نیست، پس بر شما واجب است که او را عبادت کنید، و با اطاعت غیر او آن غیر را که یا شیطان است یا هواى نفس شریک خدا نسازید. و به این بیان روشن شد که چگونه جمله مورد بحث در مقام تعلیل است.
با آنچه که تا اینجا گفتیم وجه و نکته اینکه چرا نفرمود:" لا رب غیره"، و خصوص الوهیت را انتخاب نمود نیز روشن مى‏شود.
" وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ"- این جمله معناى جمله قبلى را که مى‏فرمود:" اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ" تاکید مى‏کند. توضیح اینکه" توکیل" که با" توکل" از یک ماده مشتقند، به معناى آن است که انسان شخص غیر خودش را قائم مقام خود کند تا او امور انسان را اداره نماید، و لازمه این وکیل‏گیرى این است که اراده وکیل قائم مقام اراده موکل، و فعل او فعل این باشد، و این به وجهى با معناى اطاعت منطبق است، چون مطیع هم اراده و عمل خود را تابع اراده و عمل مطاع مى‏داند، و اراده مطاع قائم مقام اراده مطیع، و عمل مطیع متعلق اراده مطاع مى‏شود، گویى عمل از خود مطاع صادر شده، و بنا بر این، اطاعت به وجهى به توکیل برگشت مى‏کند، و توکیل به وجهى اطاعت است.
پس اطاعت بنده از پروردگار خود این است که اراده خود را تابع اراده پروردگارش کند، و عملى هم که مى‏کند همین جنبه را داشته باشد. و به عبارتى دیگر بنده اراده خود را و آنچه را که متعلق اراده او است همه را فداى اراده و عمل پروردگارش نموده، و چنین ایثارى در راه او بکند.
پس اطاعت خداى تعالى در آنچه براى بندگانش تشریع کرده، و در متعلقات آن، خود نوعى از توکل بر خدا است، و چون اطاعت خدا براى هر خداشناس و مؤمن به خدا واجب است، پس توکل بر او نیز بر مؤمنین لازم است، و مؤمنین هم باید بر او توکل کنند و هم اطاعتش را گردن نهند، و اما کسى که او را نمى‏شناسد، و به او ایمان ندارد، اطاعت هم ندارد.
پس از آنچه گذشت روشن شد که ایمان و عمل صالح نوعى از توکل بر خدا است.
...............................................................................................................................
بی تو جان آشنا ندارد هیچ
دردهامان دوا ندارد هیچ
کشتی محنت زمین جز تو
به خدا ناخدا ندارد هیچ
بی تو اینجا به زردی گلها
هیچکس اعتنا ندارد هیچ
بی تو دستان زخمی احساس
التماس دعا ندارد هیچ
باز گرد ای نجابت شرقی
""بی تو اینجا صفا ندارد هیچ""

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha