زمان انتشار: ۱۳۹۸ دوشنبه ۲۶ فروردين ساعت 08:10 تاریخ بروزرسانی : ۱۳۹۸/۱/۲۶ ساعت 08:05    تعداد بازدید: 52    کد مطلب: 77714

گفتگو
پرستاری که به یاری هموطنان سیل زده استان لرستان رفت
سید مصطفی میرشفیعی پرستار بخشهای آی سی یو و دیالیز بیمارستان شفاء سمنان از جمله کسانی است که با وقوع سیل اخیر در استان لرستان و در غالب گروه جهادی برای کمک رسانی به هموطنان عزیزمان به شهر پلدختر اعزام شد..


اتفاقات و بلایای ناگوار طبیعی مانند سیل و زلزله باعث بروز و وارد آمدن صدمات جانی و مالی فراوانی شده است که اخیراً هم شاهد وقوع سیل در چندین استان کشورمان و آسیب دیدن هموطنان عزیزمان بوده ایم. در این میان کمک و یاری رسانی هموطنان به یکدیگر باعث می شود تا علاوه بر تسکین آلام روحی، در روند ارائه خدمات امدادی نیز تسریع شود. از جمله این کمکها اعزام نیروی انسانی و گروه های جهادی برای کمک به ساماندهی وضعیت اسکان مناطق آسیب دیده بود. سید مصطفی میرشفیعی پرستار بخشهای آی سی یو و دیالیز بیمارستان شفاء سمنان از جمله کسانی است که برای کمک به هموطنان استان لرستان در غالب گروه جهادی از سمنان به شهر پلدختر اعزام شده است. آنچه در ادامه می خوانید گفتگویی کوتاه با این همکار عزیز می باشد...


ضمن عرض سلام بفرمائید که از چه طریقی برای این حرکت جهادی مطلع و اعزام شدید؟
به نام خدا... در نماز جمعه 16 فروردین ماه بود که باخبر شدم قرار است گروهی از طرف سپاه ناحیه سمنان به منطقه پلدختر اعزام شوند که بلافاصله با دوستانم هماهنگ کردم و توانستم همراه این گروه جهادی به منطقه اعزام شوم که صبح روز یکشنبه 18 فروردین ماه در غالب گروه جهادی شهرستان سمنان با سه دستگاه مینی بوس و یک ماشین سواری به سمت استان لرستان حرکت کردیم. در آنجا هم در روستای سراب حمام در حدود 2 کیلومتری شهر پلدختر اسکان داشتیم و بعد از  4 روز که در آنجا بودیم روز جمعه به سمت سمنان برگشتیم.


از وضعیت آنجا بگوئید و اینکه با دیدن صحنه های خرابی ناشی از سیل چه حسی به شما دست داد؟
صبح دوشنبه که وارد شهر هفتاد هزارنفری پلدختر شدیم با صحنه های عجیب و اسف باری در این شهر مواجه شدیم. شهر پلدختر بواسطه رودخانه کشکان کرخه به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می شود که قسمت غربی آن بطور جدی آسیب دیده بود بطوریکه بواسطه سیل ناشی از طغیان رودخانه به ارتفاع حدود دو متر در شهر آب گرفتگی بوجود آمده بود و این آب گرفتگی حدود 15 ساعت ایستایی داشته و بعد از فروکش کردن انبوهی از گل ولای رسی و ماسه ای را همراه با ضایعات در سطح شهر بجا گذاشته بود. وقتی وارد محدوده کاری خود در خانه ها و کوچه ها شدیم حس دردناک و ناراحت کننده ای بر ما غالب شد اما با وجود این همه آسیب، با مردمانی مواجه شدیم که با روحیه ی خوب از ما استقبال می کردند. البته بعلت اینکه مسیر ورودی و خروجی شهر از یک پل بود هر روز با  صحنه ی بسیار جالب ترافیک نیروهای بیل به دستی مواجه می شدیم که یا در حال رفتن به محدوده کاری خود بودند و یا اینکه برای استراحت بر می گشتند.

بیشترین نیاز مردم در آن مناطق چه بود؟

بیشترین نیاز مردم در مرحله اول تقویت روحیه و حس همکاری و اطمینان خاطر از حمایت و همراهی دیگر هموطنان است. در مرحله بعد هم تأمین نیازهای اولیه مانند آب آشامیدنی، غذا،  پوشاک و دارو که در هر زمانی باید در اولویت جدی قرار گیرد که البته بصورت مستمر این اتفاق می افتاد و همچنین کمک برای تخلیه آوار و گل و لای و تمیز کردن سطح شهر و منازل به نحوی که زندگی در آنجا به شکل معمول تداوم یابد. موقع استراحت و غذا هم که می شد کامیونهایی در سطح شهر دور می زدند و غذاهای طبخ شده توسط موکب های مستقر که از سایر استانها در آنجا مشغول فعالیت بودند را توزیع می کردند. ولی با وجود کمبود امکانات، تلاش مردم  منطقه و نیروهای جهادی اعم از روحانیون، دانشجویان و کارمندان در کنار هم تصویر بسیار زیبا و ارزشمندی از وحدت، همدلی و همبستگی را بوجود آورده بود.

وضعیت امداد رسانی چطور بود؟

وضعیت امداد رسانی هم خوب و مناسب بود و مشکل حادی برای اسکان و سرپناه وجود نداشت بصورتی که در قسمت شرقی شهر چادرهای اسکان نصب شده بود. بیمارستان صحرای ارتش هم برقرار و فعال بود. ماشین های سنگین راهسازی هم از بنیاد مسکن، سپاه و شهرداری های نقاط مختلف کشور در منطقه مشغول فعالیت بودند و البته حضور نیروهای بسیج مردمی مانند روحانیون و دانشجویان که شاید حدود 3000 نفر می شدند. برای پخت غذا هم موکب های و نانوایی های مستقر وظیفه طبخ و توزیع غذا و نان را بعهده داشتند. 

شما در چه زمینه ای همکاری می کردید؟
من و دوستانم در قسمتی از شهر که به سپاه سمنان واگذار شده بود بعنوان نیروهای پیاده با سلاح بیل و چکمه و دستکش در این کارزار بین زندگی و عوارض سیل در پلدختر خدمت می کردیم. وظیفه ما هم این بود که گل و لای را از خانه ها خارج کنیم و در جایی وسط کوچه جمع کنیم تا بوسیله لودر و کامیون به خارج از شهر منتقل شوند. در اینجا نکته ای که باید در مورد گروه های جهادی بگویم این است که واقعاً می توان گفت کسانی که برای اینگونه کارها اعزام می شوند عاشق خدمت و کمک به همنوع خود هستند و مطمئناً اجر معنوی و پاداش اخروی آنان در نزد خدای متعال محفوظ است.


چه خاطره یا نکته ای از این سفر دارید؟
این سفر برای من سرشار از خاطرات بیاد ماندنی بود. شور و شوق برای کمک و خدمت افراد بدون در نظر گرفتن جایگاه و رتبه شغلی و اجتماعی به هموطنان آسیب دیده و از طرفی احساس سرشار از قدرشناسی و سپاس از طرف همین مردم آسیب دیده برایم جالب بود. وقتی به درمانگاه تامین اجتماعی پلدختر رفتم، دیدم که همکاران با همت بالا و جدیت مشغول ترمیم و تعمیر وسایل و فضای درمانگاه هستند. خاطره ای که برایم بسیار ماندگار شد این بود که فردای روزی که یک خانه را تمیز کرده بودیم وقتی به همان محل برگشتیم، نوشته ای روی درب آن خانه نصب شده بود و از همکاری استان سمنان تقدیر کرده بودند. همچنین با خانواده ای با وضعیت مالی خوب برخورد داشتیم که علیرغم اینکه ماشین گرانقیمت و وسایل خود را از دست  داده بودند ولی در مصاحبه تلویزیونی خود با اشک از کم رسانی نیروهای مردمی و نظامی تشکر می کردند.

و صحبت پایانی شما...

در مورد این اتفاق اخیر می توانم بگویم که این یک امتحان الهی بود برای ما انسانها که محک زده شویم تا در شرایط سخت و مشکل چگونه مقاومت میکنیم و همچنین اینکه بتوانیم با کمک به یکدیگر در این امتحان سربلند باشیم..

ممنون و متشکر

به صفحه رسمی اینستاگرام سازمان تامین اجتماعی بپیوندید
کلید واژه
 

ارسال نظر
۱۰۰
captcha