شناسه خبر: 66972
تاریخ انتشار:۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۹ مهر، ساعت 06:00
هر روز یک ایه از کلام وحی

ریا باعث کسالت در نماز می شود.

إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا کُسَالَى یُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿نساء/142﴾ منافقان همواره با خدا نیرنگ می کنند، و حال آنکه خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز می ایستند، با کسالت می ایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری می کنند

ریا باعث کسالت در نماز می شود
إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا کُسَالَى یُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿نساء/142﴾
منافقان همواره با خدا نیرنگ می کنند، و حال آنکه خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز می ایستند، با کسالت می ایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری می کنند
تفسیرنمونه:
در این دو آیه پنج صفت دیگر از صفات منافقان در عبارات کوتاهى آمده است:
1- آنها براى رسیدن به اهداف شوم خود از راه خدعه و نیرنگ وارد میشوند و حتى میخواهند:" به خدا خدعه و نیرنگ زنند در حالى که در همان لحظات که در صدد چنین کارى هستند در یک نوع خدعه واقع شده‏اند، زیرا براى بدست آوردن سرمایه‏هاى ناچیزى سرمایه‏هاى بزرگ وجود خود را از دست مى‏دهند".
(إِنَّ الْمُنافِقِینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ‏).
تفسیر فوق از واو" وَ هُوَ خادِعُهُمْ‏" که واو حالیه است استفاده میشود و این درست شبیه داستان معروفى است که از بعضى بزرگان نقل شده است که به جمعى از پیشه‏وران میگفت: از این بترسید که مسافران غریب بر سر شما کلاه بگذارند، کسى گفت اتفاقا آنها افراد بیخبر و ساده‏دلى هستند ما بر سر آنها میتوانیم کلاه بگذاریم، مرد بزرگ گفت: منظور من هم همانست، شما سرمایه ناچیزى از این راه فراهم میسازید و سرمایه بزرگ ایمان را از دست میدهید!
2- آنها از خدا دورند و از راز و نیاز با او لذت نمى‏برند و به همین دلیل:" هنگامى که بنماز برخیزند سرتاپاى آنها غرق کسالت و بى‏حالى است" (وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا کُسالى‏).
3- آنها چون به خدا و وعده‏هاى بزرگ او ایمان ندارند، اگر عبادت یا عمل نیکى انجام دهند آن نیز از روى ریا است نه به خاطر خدا! (یُراؤُنَ النَّاسَ‏)
4- آنها اگر ذکرى هم بگویند و یادى از خدا کنند از صمیم دل و ازروى آگاهى و بیدارى نیست و اگر هم باشد بسیار کم است.
(وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا).
5- آنها افراد سرگردان و بى‏هدف و فاقد برنامه و مسیر مشخص‏اند، نه جزء مؤمنانند و نه در صف کافران! (مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذلِکَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ وَ لا إِلى‏ هؤُلاءِ).
باید توجه داشت که کلمه مذبذب اسم مفعول از ماده ذبذب است و در اصل به معنى صداى مخصوصى که به هنگام حرکت دادن یک شی‏ء آویزان بر اثر برخورد با امواج هوا بگوش میرسد و سپس به اشیاء متحرک و اشخاص سرگردان و متحیر و فاقد برنامه مذبذب گفته شده است و این یکى از لطیفترین تعبیراتى است که در قرآن در باره منافقین وارد شده است و یک اشاره ضمنى به این مطلب دارد که چنان نیست که نتوان منافقان را شناخت بلکه این تذبذب آنها آمیخته با آهنگ مخصوصى است که با توجه به آن شناخته میشوند، و نیز این حقیقت را میتوان از این تعبیر استفاده کرد که اینها همانند یک جسم معلق و آویزان ذاتا فاقد جهت حرکتند، بلکه این بادها است که آنها را به هر سو حرکت میدهد و به هر سمت بوزد با خود میبرد! و در پایان آیه سرنوشت آنها را چنین بیان میکند آنها افرادى هستند که بر اثر اعمالشان خدا حمایتش را از آنان برداشته و در بیراهه‏ها گمراهشان ساخته" و هر کس را خدا گمراه کند هیچگاه راه نجاتى براى آنان نخواهى یافت".
چهل حدیث(امام خمینی)
‏‏پس ای عزیز، بیدار شو و پنبه غفلت را از گوش برون کن و خواب غفلت را بر چشم خود حرام نما، و بدان که تو را از خدای تعالی برای خود آفریده، چنانچه در حدیث قدسی می فرماید: «یا ابن آدم خلقت الأشیاء لأجلک، و خلقتک لأجلی.»‏ یعنی «ای پسر آدم، همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خود آفریدم.» و قلب تو را منزلگاه خود قرار داده. تو و قلب تو یکی از نوامیس الهیه هستید، حق تعالی غیور است نسبت به ناموس خود، این قدر پرده دری مکن به ناموس حقّ تعالی، دست درازی را روا مدار. بترس از غیرت حق تعالی که تو را در این عالم همچنان رسوا کند که هر چه خواهی اصلاح کنی نتوانی. تو در ملکوت خود در حضور حضرات ملائکه و انبیاء عظام پرده ناموس الهی را پاره می کنی، و اخلاق فاضله را، که به واسطه آنها اولیا تشبه به حق پیدا می کنند، تسلیم غیر حق می کنی و قلب خود را به دشمن حق می دهی و شرک می ورزی در باطن ملکوت خود، بترس از آنکه حق تعالی علاوه بر آنکه ناموس ملکوت تو را پاره کند و تو را پیش انبیاء عظام و ملائکه مقربین مفتضح و رسوا کند، در همین عالم تو را مفتضح کند و مبتلا کند به فضیحتی که جبران پذیر نباشد و پاره شدن عصمتی که وصله بردار نباشد. حق تعالی «ستّار» است، ولی «غیور» هم هست، «ارحم الراحمین» است، ولی «اشدّ المعاقبین» هم هست. ستر می فرماید تا وقتی از حد نگذرد. ممکن است خدای نخواسته این کار بزرگ و این رسوایی ناهنجار غیرت را بر ستر غلبه دهد، چنانچه در حدیث شریف شنیدی.‏ پس، قدری به خود آی و رجوع به خدا کن و بازگشت به سوی او نما، که خدای تعالی رحیم است و پی بهانه می گردد برای رحمت. اگر رجوع کردی، به غفران خود ستر می فرماید عیوب گذشته را و نمی گذارد کسی بر آن مطلع شود، و تو را صاحب فضیلت می کند و اخلاق کریمه را در تو جلوه می دهد، و تو را مرآت ‏صفات خود می فرماید و اراده تو را در آن عالم کار کن می فرماید چنانچه اراده خود [او]‏‏ ‏‏در همه عوالم نافذ است، چنانچه [در]‏‏ ‏‏حدیثی منقول است که وقتی که اهل بهشت قرار گرفتند، نامه ای از جانب حق تعالی برای آنها می آید که مضمونش این است: «از جانب زنده پاینده ای که نمی میرد به سوی زنده پاینده ای که نمی میرد.‏
‏‏من هر چه را می خواهم موجود شود به او می گویم باش، پس موجود می شود، تو را هم امروز قرار دادم که هر چه را می خواهی بشود امر کن، می شود‏» تو خود خواهی این قدر نداشته باش، تو اراده خود را تسلیم حق کن، ذات مقدس هم تو را مظهر اراده خود می فرماید، تو را متصرف در امور خود قرار می دهد، مملکت ایجاد را در آخرت در تحت قدرت تو قرار می دهد. و این غیر تفویض محال باطل است، چنانچه در محل خود معلوم است.‏
‏‏هان ای عزیز، تو خود دانی، می خواهی این را بپذیر یا آن را، که خدای تعالی بی نیاز است از ما و همه مخلوقات و اخلاص ما و همه موجودات عالم.‏
‏‎ ‎

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0 نظر
captcha