• ۱۳۹۷ يکشنبه ۳۱ تير
  • اِلأَحَّد ٩ ذو القعده ١٤٣٩
  • Sunday, July 22, 2018
زمان انتشار: ۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۳ خرداد ساعت 10:17 | تاریخ بروزرسانی : ۱۳۹۷/۳/۲۳ ساعت 10:15 | تعداد بازدید: 571 | کد مطلب: 60841
عید سعید فطر از نگاه عارفانه مولانا، عید وارستگی است

سید مرتضی جعفری، مدیر روابط عمومی مدیریت درمان تامین اجتماعی فارس

سید مرتضی جعفری، مدیر روابط عمومی مدیریت درمان تامین اجتماعی فارس

روزه مگشای جز به قند لبش
قنداو در دهان مبارک باد

از نگاه مولوی ماه رمضان فرصتی است تا حقیقت انسان جلائی تازه یابد. از منیت های کم ارزش و ملال‌آور فاصله گرفته و از چشمه زلال و پاک انسانی بیاشامد.
بی گمان بزرگترین هدیه این عارف گرانمایه شناساندن و معرفی من حقیقی و انسانی است. مولوی بی هیچ چشم داشتی و غرضی، دست مردمان  را میگیرد و از من های دروغین و بی ارزش جدا می کند من هایی که به دلیل تن پروری و مادی‌گرایی گوهر وجود انسان را آلوده و احاطه کرده اند و می آزارند.
یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت
بپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد.

و چه زیبا گفته شاعر خوش قریحه عصر ما

هیچ کس با من چنان من ،مردم آزاری نکرد
این من من هم نشست و مثل من،کاری نکرد
کیست این من ؟این من با من ز من،بیگانه تر
این من من من کن از من،کمی دیوانه تر

هرگاه این من حقیقی این من پاک و ساده سر بر آورد  و توانست خود را از منیت های دون زندگی روزانه فارغ نماید فرصت عروج می‌یابد . مولوی چنین پروازی را شایسته پایکوبی و جشن می داند و از نگاه او  چنین  چرخش و تحولی مقدس و از عسل شیرین تر و  مانند برق خورشید تابنده خواهد بود.

چراغ چرخ گردونم چو اجری خوار خورشیدم
امیر گوی چوگانم چو  دل میدان من  باشد

در نگاه عارفانه مولوی مراد از روزه گرفتن فارغ شدن از منیت های کم ارزش مادی است و این نوع نگاه عارفانه و توجه و تدبر در شناخت انسان و کاهش آلام روحی انسان  در همه احوال و گفتار مولانا نمایان است.
روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی
آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا
دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی
پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا
این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبودی این همه گفتار مرا

نسخه شفابخش عارفان جهت زدودن غبار نفسانی از جان، کاستن از خواب و خوراک و قال و مقال و افزایش تعمق و تفکر و مهر است و این نسخه شفابخش در ماه رمضان بیش از هر زمانی مهیاست مولانا جلال الدین بلخی  با موجزترین کلمات تن پروری و غرق شدن در لذایذ دنیوی را  علت گمراه شدن دل و عقیم  شدن رشد معنوی می‌داند. ؛این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی؛ دل که سر به راه شد و از زنجیر نفسانی رها شد آسودگی حاصل می کند و دیگر از ملال قال و مقال خبری نیست؛ راه شدی تا نبودی این همه گفتار مرا ؛چه آنکه اگر منیتها باقی بماند و دل همچنان در گروه شهوت های دنیوی باشد جشن و شادمانی بی معناست و خوشا و مرحبا احوال کسانی که قند معنوی و این شیرینی پر حلاوت را از محبوب خود دریافت نمودند و چنین عیدی پایان ندارد.
تابنگشایی به قندت روزه‌ام
تا قیامت روزه دارم  روز و شب
تابه سالی نیستم موقوف عید
با مه تو عید وارم  روز و شب

نتیجه آنکه عید فطر از آن جهت  شایسته شادی و شادمانی است  که یادآور کمال نفسانی و وصال عارف است و این مرتبه در نظر مولانا چنان با شکوه است که زاهد و عابد هم به آن دست نیافته اند.
بگذشت مه روزه ،عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران، معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد ،عذرای تو وامق شد
معشوق توعاشق شد شیخ تو، مرید آمد

نسخه چاپی نسخه XML فایل خبر ارسال به دوستان
کلید واژه
 
سروش سراسری - سایت اصلی آپارات سراسری - سایت اصلی
زمان انتشار: ۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۳ خرداد ساعت 10:17 | تعداد بازدید: 571 | کد مطلب: 60841
ارسال نظر
نام:
captcha
کد امنیتی:
پست الکترونیک:
نظر: 100

مشاهده دیدگاه بینندگان



Page Generated in 0/5774 sec