شناسه خبر: 44055
تاریخ انتشار:۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۱ تير، ساعت 14:53
گیلانغرب اسلام آباد جبهه داربلوط 1360

زندگی نامه شهید:
شهید ناصر فائق در سال ١٣٣٧ در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود و پس از گذراندن سال‌های تحصیل به خدمت سربازی و بعد در مدیریت درمان تامین اجتماعی بیمارستان  ١٧شهریور مشهد استخدام گردید. با شروع جنگ تحمیلی داوطلبانه به جبهه رفته و در سال ١٣٦٠ در منطقه عملیاتی گیلان غرب به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
وصیت نامه شهید:
بسم رب الشهداء والصِدیقین
بادرود به رهبر کبیر انقلاب و تمامی شهدای به خون آغشته کربلای ایران خدمت خانواده عزیزم سلام عرض می کنم.اول از هر چیز بگویم که این سطور را در حالی می نویسم که از سلامت کامل جسمی و روحی برخوردار هستم.قبل از اینکه لب به سخن بگشایم بهتر است کمی درباره راهی که انتخاب کرده ام برایتان بنویسم.از روزهای اول انقلاب همیشه سعی بر این داشتم که به نحوی خود را در این انقلاب سهیم بدانم چون همیشه با خودم فکر می کردم که من هیچ کاری برای این انقلاب نکرده ام و روزها و شبها به همین منوال گذشت تا برنامه جنگ پیش آمد و من هم که عضوی از این اجتماع بودم نتوانستم بیکار بنشینم و تماشاگر این باشم که هر روز عده ای از جوانان ما ایثارگرانه برای اسلام و انقلاب سینه خود را سپر گلوله های ناجوانمردانه مزدوران عراقی کنند لذا به همین جهت داوطلبانه عازم جبهه جنگ شدم و راهی را انتخاب کردم که حسین (ع) رفت و این عمل فکر میکنم تاحدودی دین خود را به انقلاب اسلامی و امام عزیزمان ادا کرده باشم. پدر مهربانم به نظر من کمتر پدری مانند شما پیدا میشود که تنها فرزندش را عاشقانه روانه میدان حق علیه باطل نماید شما باعث افتخار من و تمام اقوامم هستید.مادر عزیزم موافقتی که شما برای اعزام من به جبهه کردید بهترین هدیه ای بود که در دوران زندگیم دریافت داشتم شما به خود بنازید،افتخار کنید که نور چشمتان را جهت تداوم انقلاب در راه انقلاب در درگاه خدا دادید.مادر مهربانمرنج و زحمتی که شما برایم کشیدید من نمی توانم به هیچ صورتی جبران نمایم امیدوارم که منم فرزن خوبی برای شما بوده باشم و عاجزانه از شما تقاضا دارم که مرا حلال کنید.همسر باوفایم تو در دوران زندگیت با  من رنج زیادی را متحمل شدی که بیشترین آن در دوران سربازی من بود ،همسرم نمی دانی که من با خودم چه احساسی دارم فکر می کنم که در میان تمام دوستانم و تمام کسانی که مانند تو جوان هستند تو نمونه هستی ، نمونه ای بارز از زندگی زهرای مرضیه همسرم میدانی که شهادت قله بسیار بلندی است که شهید در بالای آن قله به خدا می رسد لذا از این رو از تو تقاضا دارم اگر سعادت این را پیدا کردم برای من حتی یک قطره اشک نریزی زیرا از اجر تو کاسته می شود.مریم قشنگم و محسن عزیزم را که یادگار من هستند اول به خدای بزرگ و بعد به تو میسپارم و امید آن دارم که آنها را همچون زینب و حسین ببار بیاوری،درخاتمه برایم طلب مغفرت دارم و برایم بدهید نماز و روزه بگیرید.از طرف من از کلیه اقوام حلال بودی می طلبم.
والسلام علیکم و رحمت ا.. و برکاته

 

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0 نظر
captcha
Page Generated in 1/1843 sec