شناسه خبر: 44041
تاریخ انتشار:۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۱ تير، ساعت 14:46
کربلای 5 شلمچه 04/11/1365

وصیت نامه شهید حمیدرضا دهقان کلیشادی

با درود به پیشگاه با عظمت حضرت حجه ابن الحسن العسگری امام زمان مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی و شهادت به یگانگی خدای تبارک و تعالی و حقانیت دین مبین اسلام و پیامبری حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی (ص) و همه ائمه اطهار(ع) اینجانب حمیدرضا دهقان کلیشادی فرزند نصراله دارای شناسنامه 15 متولد 1339 اهل و ساکن کلیشاد وصیت نامه خود را بشرح زیر آغاز می کنم:
ضمن عرض سلام خدمت سلام خدمت خانواده ی عزیزم، پدر گرامی،مادر مهربانم، برادران و خواهران عزیزم، از همه ی شما طلب بخشش میکنم و امیدوارم که از من راضی باشید با اینکه می‌ دانم برای شما فرزند و برادر خوبی نبودم و دیگر اینکه در مرگ من شیون و بی صبری نکنید و همچون حضرت زینب (س)صبور و مقاوم باشید، زیراکه اگرخدا قبول کند من جان خود را در راه دفاع از اسلام فدا کرده ام همان راهی که حضرت امام حسین (ع) همه چیزش را برای آن خدا کرد و شمااین موضوع را در نظر داشته باشید که من نه تنها عزیزتر از اصحاب امام حسین (ع) بلکه خاک کف پای آنها هم نیستم بنابراین شما نباید زیاد بی تابی کنید اگر می خواهید گریه کنید برای مظلومیت سیدالشهدا گریه کنید و مرا حلال کنید و برای پیروزی اسلام و سلامتی امام عزیز و آمرزش گناهان من دعا کنید و اگر غیر از این باشد من راضی نیستم.
مقداری پول در بانک دارم که از شما می خواهم مبلغ دوهزار تومان آن را به عنوان صدقه و دو هزار تومان به عنوان رد مظالم و دو هزارتومان را به عنوان کمک به جبهه بپردازید.
از خدا می خواهم که خودش گناهان مرا بیامرزد و از شما التماس دعا دارم. دیگر عرضی ندارم و شمارا به خدای بزرگ می سپارم.
والسلام العلیکم و رحمۀ اله و برکاته

 

 

خلاصه ای از زندگی نامه :
بسم رب الشهدا و الصالحین
شهید حمیدرضا دهقان کلیشادی فرزند نصراله در تاریخ 15/6/1339 در شهر کلیشاد در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدر فاقد سواد خواندن و نوشتن بود اما مادر با سواد و در حد حافظ سوره های زیادی از قرآن کریم  و اکثر دعاهایی که در مفاتیح الجنان آمده است، بود. با وجود نبود امکانات تحصیل در آن زمان، همه برادران در حال تحصیل یا تحصیل کرده بودند. شهید حمیدرضا دارای چهار برادر و سه خواهر بود که شهید حجت الاسلام حاج شیخ محمد جواد دهقان برادر بزرگ تر ایشان که به مدت 6 سال در جبهه به طور مداوم به عنوان مبلغ حضور داشت در سال 1366 در مکه معظمه به دست جنایتکاران آل سعود با اصابت تیر مستقیم دشمن به شهادت رسید که جنازه ایشان پس از سه ماه به کشور بازگشت. شهید حمیدرضا در سن 6 سالگی در محل زندگی دوره دبستان و راهنمایی و سپس دوران دبیرستان را به علت نبود دبیرستان در محل، در فلاورجان گذراند و در سال 1358 موفق به اخذ دیپلم گردید. در اوایل سال 1359 به خدمت مقدس سربازی رفت و دوره آموزشی را در مرکز آموزش گردان امداد ژاندارمری گذراند و سپس محل خدمت ایشان یکی از پاسگاه های ژاندارمری استان یزد تعیین گردید.
با شروع جنگ تحمیلی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران در آبان ماه 59 به طور داوطلبانه به جبهه می رود و مدت 3 ماه در آبادان خدمت می کند. پس از بازگشت از جبهه در پاسگاه ژاندارمری شهرستان محل زندگی مشغول خدمت می شود. مجددا ً به طور داوطلبانه عازم جبهه و این بار به استان ایلام (آبدانان) می رود. پس از اتمام خدمت سربازی در کسوت بسیجی عازم جبهه می شود. در عملیات رمضان شرکت و از ناحیه پا مورد اصابت ترکش قرار می گیرد، مدتی در بیمارستان بستری و پس از بهبودی مجددا ً به جبهه می رود و با شرکت در عملیات های مختلف از جمله عملیات بدر از ناحیه قفسه سینه مورد اصابت تیر قرار گرفت و مجروح شد. در عملیات محرم به شدت مجروح که منجر به قطع عصب دست و پا گردید و جانباز شد. مدتی در بیمارستان شهدای تجریش جهت عمل جراحی اعصاب دست و پا بستری شد. در سال 1364 در کنکور سراسری شرکت و در دانشگاه تربیت مدرس در رشته ادبیات فارسی قبول و حدود یک ترم را گذراند و مجددا ً به جبهه رفت. در اواخر سال 64 در سازمان تامین اجتماعی استخدام و در واحد فلاورجان مشغول با کار شد و پس از چند ماه مجددا ً در اواخر تابستان 1365 به جبهه رفت. بعد از مدتی با شروع  عملیات کربلای 4 و شرکت در عملیات مجروح ولی با وجود مجروحیت شدید جبهه را ترک نمی کند و سرانجام در عملیات کربلای 5 و شرکت در این عمیات در تاریخ 3/11/65 به درجه رفیع شهادت نائل و مفقود الجسد گردید. سرانجام در اول اردیبهشت 1367 پس از 16 ماه مفقود بودن، بدن مطهر ایشان پیدا و در گلستان شهدای کلیشاد در کنار برادرش به خاک سپرده شد. یادش گرامی باد
 

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0 نظر
captcha
Page Generated in 1/1516 sec