شناسه خبر: 39807
تاریخ انتشار:۱۳۹۶ شنبه ۱۶ ارديبهشت، ساعت 11:48
والفجر 8 و 9 1379 جانباز موج انفجاری و ترکش درسر

وصیتنامه شهید :
بسم رب شهداء و الصدیقین
به نام الله پاسدار مرمت خون شهیدان
  شهدا ذخایر انقلابند .
  نینوا مرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند بلکه زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند .
  السلام علیک یا ابا عبدالله     السلام علیک یا انصار الحسین.
سلام بر شما ای عاشقان راه خدا سلام بر شما که با خونتان اسلام را زنده کردید و این عالم را از تاریکی به نور کشانیدید.
هم اکنون که قلم بر دست گرفتم و مشغول نوشتن وصیتنامه هستم بیاد دارم که چندین بار قلم را بردست گرفتم و بر روی ورق لغزاندم و وصیتنامه ی خود را نوشتم و در انتظار شهادت نشستم ولی تا کنون به این درجه دست نیافتم هر چند بودند یاران و دوستان هم سنگری که در کنار هم فعالیت میکردیم که به سوی شهادت شتافتند و به لقا پیوستند ولی من ماندم چون آنها سبک بالانی بودند که توشه لازم را جهت سفر طولانی جمع کرده و خود را محیای پرواز نموده بودند و در حقیقت وابستگیهای خود را از دنیا که قفسی برایشان محسوب میشد کندند و خود راسبک ساختند و بسوی ملکوت اعلی پرواز نمودند در هر حال هم اکنون به این امید وصیتنامه ی خود را می نگارم و از خداوند طلب عفو و بخشش گناهانم را می کنم که مرگ در راه او نصیبم گردد و در این جا با کمال سرافکندگی خجلت و تواضع در پیشگاه او توبه می کنم و امیدوارم که به حق محمد و آل محمد خداوند بر حقیر رحمت و ترحمی نماید و از گناهان و معصیتهای من در گذرد و اعمالم را قبول نماید و توفیق شفاعت حسین (ع) و معصومین را نصیبم گرداند و از او می خواهم که با فضلش با من معامله کند نه با عدلش .
ای خداوند بزرگ ای غفار ،ای ستار و ای ارحم الراحمین ما را ببخش و به علت نافرمانی هایی که کردیم ما را ببخش به علت اینکه نعمتهای زیادی نصیب ما نمودی ولی ما شکر آن را به جای نیاوردیم ما را ببخش به علت اینکه در اکثر اوقات از تو غافل بودیم
برای مبارزه با کفارعازم جبهه جنوب شدم تا بتوانم این کفاران بعثی از خدا بیخبر را که هیچ عاطفه ای در وجودشان نیست و با بیرحمانه ترین و فجیع ترین وضع برادران و خواهران را شهید می کنند و به ناموس و مال مردم تجاوز می کنند مبارزه می کنیم و انشاالله به زودی نابودشان خواهیم کرد .پس پدر و مادر عزیزم و برادران عزیزم و خواهر مهربان اگر من شهید شدم بر مرگ من شیون و زاری نکنید نمی گویم گریه نکنید چون گریه بر شهید شرکت در حماسه ی او و شادی و هماهنگی با روح شهید است ولی گریه و زاری که منافقین و کفار را خوشحال کند درست نیست و بدانید که من را هم را آگاهانه انتخاب کردم و هیچ کسی را به اجبار به جبهه نفرستاده است و من چطور می توانستم ساکت بنشینم و بهترین جوانان عزیز این کشور اسلامی شهید شوند چگونه می توانستم ساکت بنشینم در حالیکه به مردم خلق ایران ظلم می شود و من امیدوارم که پس از شهادت من راهم را ادامه دهید و پشتیبان جمهوری اسلامی باشید و اما سخن با امام :اماما قسم به خون شهیدان تا آخرین قطره خونم با کفار بعثی مبارزه خواهم کرد .
  تنها در خواستی که دارم این است که امام را دعا کنید .جانم فدای امام
در آخر از همه شما ها طلب آمرزش می کنم و امیدوارم که مرا ببخشید و حلال کنید و در آخر اگر این بنده حقیر را خداوند به درجه شهادت نائل آورد انشاالله جنازه ی من را در گلستان شهدای تهران بهشت زهرا (س) به خاک بسپارید .
مرا ببخشید .والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته       روز پنج شنبه تاریخ 1/1/64ساعت55/11 دقیقه
اعزامی 5/12/63 برادر بسیجی منصور افشاری

 

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0 نظر
captcha
Page Generated in 1/1022 sec