کلیک کنید
  • ۱۳۹۶ جمعه ۸ ارديبهشت
  • اِجُّمعَة ١ شعبان ١٤٣٨
  • Friday, April 28, 2017
زمان انتشار: ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۴ مهر ساعت 13:32 | تعداد بازدید: 203 | کد مطلب: 32790

نقش لباس در ارتباطات اجتماعی

انسانها از زمان های بسیار دور که هنوز از تمدن و شهرنشینی فاصله زمانی زیادی داشتند پی به اهمیت لباس برده بودند چرا که آنها را در مقابل سرمای کشنده و گرمای طاقت فرسا حفظ می کرده است و به اصطلاح مهمترین دستاورد بشری برای انطباق با محیط خود به حساب می آمد ولی بعدها انسانها به تاثیر شگرف لباس در جذب دیگران بخصوص جذب جنس مخالف و برقراری ارتباط عاطفی در مرحله اول و چگونگی ارتباط با دیگران بخاطر مشخص کردن روحیه و مکنونات درون انسانها در مراحل بعدی پی بردند تا جائی که رفته رفته نوع لباس و رنگ آن تاثیر زیادی در بدست آوردن جایگاه و مرتبه اجتماعی در جوامع بدوی ایفا کرد بطوریکه نوع لباس طبقات اجتماعی از هم مشخص گردیدند لباس پادشاهان ، لباس اعیان ، لباس کشیش ها ، لباس سربازان ، لباس جادو گران ، لباس کاهنان و ...... و رفته رفته واکنش دیگران نیز در برخورد با پوشندگان لباس ها متفاوت گردید مردم می بایست به کسانی که لباس اعیان را به تن داشتند احترام میگذاشتند بدون اینکه خود فرد را بشناسند و یا از افرادی که لباس جنگاوران را پوشیده بودند دوری بکنند و یا از افرادی که لباس ژنده می پوشیدند برای کارکردن استفاده بکنند پس می بینیم که نوع لباس پوشیده شده و استفاده از رنگ های مختلف توسط افراد اثرات بسیار زیادی در نوع رفتار دیگران ایفا می کند . در تحقیقات زیادی که توسط اندیشمندان ارتباطات در این زمینه انجام گرفته مشخص شده است که تاثیر لباس در چگونگی واکنش دیگران انکار ناپذیر بوده و نقش اساسی را در ایجاد ارتباط موثر یا قطع ارتباط ایفا می کند .در یکی از این تحقیقات مشخص گردید آن دسته از همکاران تحقیقاتی هنگامی که لباس شیک و مرتب پوشیده بوده اند و درخواست کمک کرده اند کمک بیشتری نسبت به زمانی که لباس نامرتب پوشیده بوده اند از سوی مردم دریافت کرده است ویا مردم به امرو نهی افرادی که لباس فرم پوشیده اند بدون مقاومت پاسخ مثبت می دهند و یا اگر راننده اتومبیلی با لباس شیک از چراغ قرمز عبور کرده عده بیشتری به دنبال او به راه افتاد ه و مرتکب همان خطا شد ه اند. که نتایج تحقیقات نشان دهنده این مسئله هست که انسان ها معمولا در هر زمینه ای پذیرای کسانی هستند که لباس و پوشش مناسب و قابل قبول عرف جامعه را داشته باشند یعنی ظاهر و سر و وضعی شبیه خودشان داشته باشند ( واکنش منفی برای عدم پذیرش از جانب دیگران ) . همچنین در تحقیقاتی که توسط گرین و جایلز ( 1) انجام شد مشخص گردید که زدن کراوات و لباس منظم پوشیدن ، اطاعت و پذیرش بیشتری را در دیگران ایجاد می کند . و در تحقیق دیگری که توسط دو دانشمند ارتباطات به نام های هارپ و استرج (2)انجام گرفت نتیجه گرفتند که گویندگان خبری در صورت پوشیدن لباس های محافظه کارانه ( غیر مد روز ) و منظم در مقایسه با گویندگانی که لباس های مد روز می پوشند اخبارشان بیشتر به خاطر سپرده می شود( به علت جا افتادن و عمیق بودن در مسائل ) و این زمانی بیشتر صادق تر است که مخاطب خود نیز از لباس محافظه کارانه استفاده کند .
نوع دیگر اثر لباس بر د یگران ، وقتی است که بر جذابیت فیزیکی شخص افزوده باشد . لباس عامل مهم در گیرائی و جذابیت فرد محسوب می شود و جذابیت خود دارای اثرات دامنه دارنه تنها بر جاذبه جنس مخالف بلکه بر بسیاری از جنبه های دیگر دارد .
همانطور که در بالا نیز اشاره گردید لباس علاوه بر تاثیر بر دیگران، در اخلاق و رفتار خود فرد نیز تاثیر شگرفی می گذارد و شخص هنگامی که لبا س مرتب و شیک می پوشد سعی می کند از نوع خاصی از رفتار و حرکات استفاده نماید که باصطلاح برازنده آن لباس می باشد و به بیان دیگر مردم از پوشندگان آن لباس انتظار دارند .تارین (3) مشاهده کرد که در زمین های بازی اسکیت در شبهای خاصی که اقتضا می کرد اسکیت بازان لباس آبرومندی بپوشند تعداد برخوردها و سرو صدا کمتر بود ه است .
مد و تن دادن به آن در جوامع می تواند علایم خوبی برای شناختن روحیات روانی مردم آن جامعه به اندیشمندان ارائه دهد بدینگونه که آیا مد های پدید آمده در جامعه در چه مدت همه گیر می شود ، چقدر دوام می یابد و چه گروهی بیشتر بسوی مد گرایش پیدا می کنند ویا چه رنگ هائی بیشتر مورد توجه مردم واقع می شود به عنوان مثال در بعضی از جوامع مشخص می گردد که مردم و جوانان آن برای پوشیدن لباس های تیره علاقه نشان می دهند و از پوشیدن لباس هائی با رنگ روشن ابا دارند که این داده می تواند علایم بسیار خوبی برای مشخص کردن نوع رفتار و عقاید و روحیات مردم باشد و نقطه خوبی برای برنامه ریزان و خواص جامعه می تواند باشد چرا که علاقه عمومی و همه گیر و طولانی مدت به لباس های تیره می تواند نشانگر افسردگی بالای مردم باشد .
زیمل (4) اولین کسی بود که نظریه " چکه چکه سرازیر شدن " مد را مطرح ساخت اینکه مد ابتدا توسط افراد طبقه بالا ی اجتماع آغاز می گرددو سایر اقشار برای رسیدن به آن جذابیت و موقعیت آن را تقلید می کنند سپس گروه برگزیدگان اجتماع دوباره ظاهر خود را تغییر می دهند تا خود را از مقلد ها متمایز سازند 0 این نظریه در سال 1928 با بررسی انجام شده توسط هر لاک (5) قوت گرفت وی با مطالعه بر روی 1500 نفر از مردم به این نتیجه رسید که 25 درصد از افراد به دلیل ترس از مورد تائید قرار نگرفتن شیوه لباس پوشیدن خود را تغییر می دهند و همچنین مشخص شد که صد در صد مردان تا مقبولیت یافتن شیوه جدید صبر می کنند ، در حالیکه 19 درصد از زنان فورا" شیوه جدید را می پذیرند . 40درصد از زنان و 20درصد از مردان بدین جهت پیرو مد هستند که ظاهری شبیه به افراد طبقه بالای اجتماع پیدا می کنند و تقریبا" نیمی از افراد اظهار داشتند که شیوه لباس پوشیدن خود را وقتی تغییر می دهند که ببینند طبقات پائین تر هم آنرا تقلید کرده اند . اولین پدید آورندگان مد عموما" جوانان ، تحصیل کردگان ، مرفهین و باشهامت ها و دگر اندیشان بوده اند که دنباله رو دیگران نبوده اند اما پیروان مد را اغلب کسانی تشکیل می دهند که که از لحاظ اجتماعی دغدغه خاطر داشته و همرنگی با جماعت را ترجیح می دهند .کسانی که خیلی زود مد را می پذیرند احساساتی ، سبک سر ، سر به هوا ، تخس و پررو به نظر می آیند و تصویر از خود دختران آلامد، در مقایسه با دخترانی که کمتر از مد پیروی می کنند بیشتر به تصویر فوق شبیه است و معمولا پس از جا افتادن و استقرار مد جدید نپذیرفتن آن دعوت به تحقیر یا مردود شمردن آن است .
در کنار پیروی از مد، بسیاری از مردم سعی دارند در عین آلامد بودن ، ظاهری از متفاوت بودن را به نمایش بگذارند . سیندر و فرامکین ( 6) در تحقیقاتی متوجه شدند که نیاز به منحصر به فرد بودن جنبه دیگری است که بر طرز لباس پوشیدن و سایر رفتار های آدمی تاثیر دارد . هر جزاز ظاهر برای خود مفهومی دارد . این مفهوم ممکن است اختیاری و عددی باشد مثل پلاک ها یا اختیاری و درجه ای باشد مثل مفاهیم گرفته شده از مشابهت با شخص مورد تقلید و یا قیاسی باشد مثل بلند کردن ریش برای نشان دادن مردانگی یا پوشیدن لباس یقه باز برای وسوسه جنسی و یا حتی انحراف افکار برای اینکه فرد خود را واجد خصوصیاتی نشان دهد که فاقد آ ن است. یعنی گاها افراد برای گریز از یک شرایط و کتمان کردن بعضی از خصوصیات و یا تخلفات و یا نشان دادن بعضی همسانی ها با الگوهای فردی و رفتاری سعی می کنند با استفاده از پوشش مختص گروهی یا فردی ، خود را پیرو و یا شبیه الگو نشان دهند. به عنوان مثال، شخصی که تازه از رشته هنر در دانشگاه قبول شده است سعی می کند از اولین روز با تغییر شکل ظاهری و یا تغییر پوشش، خود را شبیه هنرمندان مشهور دنیا نشان دهد و یا جوانانی که ترس از دیگران همواره اینهارا عذاب میدهد و نمی توانند در میان جوانان هم سن و سال خود پایگاهی بدست آورند برای غلبه بر این ترس درونی از پوشش و لباس شبیه قهرمانان فیلم ها یا افراد خشن برای دوری از تهدید ها استفاده می نمایند ویا گاها نمادگری پیچیده تری ممکن است در کار باشد مثل زدن نقاب در آداب و سنن انسان های بدوی . البته ترکیبی از اجزا نیز متواند پیام خاصی را منعکس بکند مثلا ترکیب کردن کت و شلوار مشکی با کراوات قرمز می تواند حامل پیام باشد بعنوان مثال یک رئیس جمهور وقتی در یک سخنرانی رسمی می خواهد در مورد جنگ صحبت کند احتمال اینکه از کراوات قرمز که نشان جنگ و آتش و قدرت استفاده کند . آنچه که در این نوشته کوتاه می توان نتیجه گرفت این است که نوع و رنگ لباس در هر فرد نشانگر روحیه و درون افراد و همچنین نوع نگرش آنها به جامعه و قضاوت آن می باشد .
دومین جنبه ظاهری عبارت از شکل و اندازه بدن است قد ،وزن و قواره جنبه های مهم جثه را تشکیل می دهد . در قالب تحقیقات از سه قواره استفاده می شود :
اکتومرف ها : لاغر ، بلند ، شکننده
انرومرف ها : چاق ، گرد ، نرم
مزومرف ها : عضلانی ، استخوانی و ورزشی
با استفاده از امتیاز دهی نسبی به هر کدام از این سه بعد می توان جثه فرد را توصیف کرد .یعنی با استفاده از امتیاز دهی نسبی به هر کدام از این سه بعد می توان جثه فرد را توصیف کرد .
از انجائی که معمولا جثه بر حسب ویژگی های شخصیتی تفسیر می شود باید ببینیم آیا بین جثه و شخصیت ارتباطی وجود دارد یا خیر . البته پژوهشگران ارتباطی معتقدند در واقع بین این دو ارتباط وجود دارد ولی بسبتا ضعیف است .مزومرف ها بیشتر به تهاجم و بزه کاری گرایش نشان می دهند هرچند از روحیه ورزشکارانه ای برخوردارند . اکتومرف ها به نگران و باهوش بودن گرایش دارند و آندومرف ها به بی خیالی ، تنبلی و خوشگذرانی .بیماران افسرده اغلب چاقند و بیماران اسکیزوفرنی لاغر .
آیا می توان جثه را یک پیام دانست ؟ جثه تا زیادی ارثی است ولی با رژیم غذائی و ورزش می توان آن را تغغیر داد و حتی ابعاد ظاهری جثه مثلا قد را با پوشیدن کفش های پاشنه بلند ، آرایش دادن مو های سر به طرف بالا ویا گذاشتن یک کلاه بلند بر سر و یا ایستادن به حالت کشیده تغییر داد .دستکاری جثه تا حدودی امکان پذیر است . در بعضی جوامع بدوی بدن را شدیدا از ریخت انداخته و معیوب می کردند . ارتباطگران معتقدند مردم چه جثه خود را دستکاری بکنند یا نکنند دیگران آن را رمز برداری کرده و به آن واکنش نشان می دهند بنا براین جثه تااندازه ای به عنوان یک وسیله پیام رسانی عمل می کند .
قد فرد در واکنش های دیگران تاثیر قابل ملاحطه ای دارد بخصوص قد مردها . مردان بلند قد تر به احتمال بیشتری در کارخانجات آمریکا کار گیر می آورند و دستمزد اولیه بالاتری دریافت می کنند . در یک مطالعه معلوم گردید که افراد ی با قد 185 سانتی متر به بالا 12 در صد بیشتر از افرادی با قد کمتر از 180 سانتی متر حقوق می گیرند .در حالیکه کارائی واقعی افراد بلند تر چندان بیشتر از کوتاه قد ها نیست .. افراد بلند قد با احتمال بیشتر در صحنه سیاست می درخشند در ایالات متحده آمریکا معمولا نامزد های بلند قد تر بع عنوان رئیس جمهوری انتخاب می شوند ، در انگلستان اسقف ها بلند تر از سایر روحانیون کلیسا هستند . ویلسن ملاحظه کرد که که قد تخمینی یک جهانگرد انگلیسی در استرالیا از دید دانشجویان ، در صورتی که به عنوان یک دانشجو معرفی شده باشند 171 سانتی متر و در حالیکه به عنوان استاد معرفی شده باشند 188 سانتی متر بود . با این همه هیچ مدرکی وجود ندارد که ثابت کند این اثرات در مورد زنان نیز صدق می کند .
اکثر ازدواج ها بین زوج هائی صورت می گیرد که در آن مرد از زن بلند تر است و یک زن مردی را برای ازدواج ترجیح میدهد که 15 سانتی متر از خودش بلند تر باشد
در مورد وزن نیز مشخص شده است که پذیرش افراد چاق در میان مردم نسبت به افراد لاغر یا نیمه چاق کمتر است .بخصوص در پذیرش زنان چاق این مصداق بیشتری دارد .در تحقیقاتی در این خصوص به عده ای کودک و بزرگسال عکس یا تصویر نقاشی شده ای از چند جور آدم نشان داده شده است آنها افرادی با نقص های صورتی ، کور ، یک دست ، یک پا یا فلج را به آدم های چاق ترجیح داده اند . در بین عده ای با ضریب هوشی تقریبا یکسان ، افراد چاق با احتمال ضریب کمتری در دانشگاههای آمریکا پذیرفته می شوند یا کار پیدا می کنند بخصوص در شغل هائی که با مردم سر و کار دارند .و باز به احتمال کمتری ممکن است حقوق بالائی دریافت کنند . واقعا دلیل این پیشداوری و تبعیض نسبت به افراد چاق چیست ؟ عمدتا از این رو که مردم فکر می کنند آدم های چاق از روی تنبلی ، حرص ، ولع و عدم کنترل بر خود ولنگار و بی مسئولیت هستند .
در مورد شکل بدن نیز تحقیقات زیادی صورت گرفته است ولز و زیگل در تحقیقاتی با نشان دادن سایه هائی از چند جثه اکتومرف ها اندومرف ها و مزومرف ها به سوژه ها از آنان خواستند که سایه ها را بر روی 24 مقیاس درجه بندی کنند مشاهده گردید که افراد چاق از طرف سوژه ها به عنوان آدمی دلسوز ، مهربانتر ، خوش قلب تر ، خوشایند تر و وابسته به دیگران ارزیابی شدند و فرد عضلانی قوی تر و ماجراجوتر و فرد لاغر عصبانی تر ، تنیده تر ، بد بین تر و ساکت تر ارزیابی شدند .و همچنین در این تحقیق مردان عضلانی از همه مردانه تر و زنان لاغر از همه لاغر تر جلوه کرده بودند در حالیکه سایر تیپ ها ی بدنی برای هر دو جنس مردانه – زنانه به نظر آمده اند .
جوراردو اسکورد در تحقیقاتی به این نتیجه رسیدند که مرد ها هنگامی از بدن خود احساس رضایت بیشتری دارند که درشت هیکل باشند و همین احساس وقتی به زن ها دست میدهد که هیکلشان از حد متوسط کوچکتر باشد .
شکل مو ، مواد آرایشی مورد استفاده و عینک نیز در شخصیت و میزان و چگونگی پذیرش افراد از سوی دیگران مهم است .مو می تواند بلند یا کوتاه و به رنگهای مختلف باشد . ریش و سبیل هم بعنوان مو نقش اساسی در این زمینه دارد در جوامع مدرن مردها بیشتر به آرایش موی صورت و زنان بیشتر به آرایش لب ها ، چشم ها ، گونه ها و آویزان کردن گوشواره اهمیت میدهند .در جوامع بدوی چهره را با ایجاد زخم های عمیق آرایش می کنند یادر بعضی از جوامع بین جوانان شرور داشتن نشانه زخم و نوع و تعداد آن نشانه برتری قوی بودن محسوب می شود . چرا مردم سعی می کنند مو های خود را به شکل های مختلفی تزئین کنند به ندرت ممکن است مردم موهای خود را به شکل وحشی ها به حال خود رها کنند مردم معمولا مو ها را کوتاه کرده و آرایش می دهند . تزئین موها به شکل های مختلفی تزئین می کنند و هر گروه فرهنگی شیوه خاص خود را در این کار دارد . بعضی مدان جوان متوجه شده اند که برای پیدا کردن یار باید موهای بلند و برای پیدا کردن کار باید مو های کوتاه داشته باشند . هال پایک معتقد است که موی بلند در بعضی جوامع دارای مفهوم نمادین وسیعی است که خارج بودن از کنترل اجتماعی یا اجتماع را می رساند .معمولا آواره ها ، وحشی ها ، روشنفکر ها ، هپی ها و مرتاض ها موی خود را بلند می کنند که نشان از گریز از قید و بند های اجتماعی است ( از نظر روانی بلند کردن مو بیزار شدن از باید ها و نباید های بیشتر اجتماعی و بازگشت به دوران قبل از آفرینش و بی قانونی یا همان تاریکی اولیه یا نیگردو می باشد ) و کوتاه کردن مو نشانه تقید به باید ها و نباید های اجتماعی و ورود مجدد به جامعه و زندگی در لوای رژیمی منظبط است .از طرف دیگر تراشیدن مو و طاس کردن نیز آنسوس سکه است که عده ای برای اعتراض به باید ها و نباید ها ی جامعه به آن دست میزنند آنچه بین ای دو متفاوت است می تواند این باشد که دراز کردن موی سر اعتراض آرام به باید ها ونباید هاو تراشیدن بیش از حد اعتراض طغیان گونه به باید ها و نباید هاست .البته زیگموند فروید معتقد است که کوتاه کردن مو همان مظهر اختگی ( یا تن دادن به قانون اجتماعی است ) و موی بلند نشانه تمایلات جنسی است .
لوازم آرایش بیشتر توسط زنان مورد استفاده قرار می گیرد تا مردان و در ملاقات های اولیه وقت بیشتری صرف استعمال این لوازم می شود تا ملاقات های جا افتاده . کش و کش در در تحقیقاتی از زنان خوا ستند خود را در موقعیت های مختلف با آرایش و بدون آرایش مجسم کنند . به نظر این زن ها داشتن آرایش احساس اتکا به نفس و خونگرمی بیشتر و اضطراب اجتماعی کمتری به آنان می بخشد . احتمال استفاده از لوازم آرایش وقتی بیشتر بود که این عده از وزن یا بخشی از بدن خود ناراضی بودند به علاوه هر کدام دهن بین تر بود بیشتر آرایش می کرد .روک در تحقیقاتی نشان داد که زن ها و مرد ها هر دو لوازم آرایشی و تز.ینی را بیشتر بر نواحی ای بکار می برند که نسبت به آن بیشترین درگیری احساسی را دارند یعنی مو ، چشم ها ، اندام های جنسی ، گوش ها ، صورت ، چانه ، قد و دندان ها .
واکنش ها از طرف مردم نسبت به موها ، عینک و آرایش مقوله مهمی در ایجاد ارتباط ایفا می کند پلگرینی در تحقیقاتی از مردها در مراحل مختلف کوتاه کردن ریش عکسبرداری و به سوژه ها نشان داد و ملاحظه کرد که در نظر اینها داشتن ریش کامل مردانه تر ، پخته تر و خوش قیافه تر جلوه می کرد . در سال 1365 زنان آمریکائی در برابر مردان ریشو زنانگی بیشتری احساس می کردند در حالیکه مردان ریشو در مقابل زنان ناراحت و معذب بوده اند . مردان اشرافی زنان مو طلائی را ترجیح میدهند .
در قضاوت از روی عکس در نظر اول عینک از جذابیت افراد می کاهد . می گویند مرد ها به ندرت به دختران عینکی محل می گذارند و از قرار معلوم این امر واقعیت دارد
منابع :
- ارتباط ‌شناسی: ارتباطات انسانی (میان‌فردی، گروهی، جمعی)، مهدی محسنیان‌راد تهران: انتشارات سروش. ۱۳۸۴
- درامدی بر مطالعات ارتباطی، جان فیسک، مترجم: مهدی غبرایی، چاپ اول، ۱۳۸۶
- نظریه‌های ارتباطات، ورنر سورین و جیمز تانکار، مترجم: علیرضا دهقان تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۴
- درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی، دنیس مک کوئل، ترجمه اجلالی، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه، ۱۳۸۲
- نظریه‌های ارتباطات، ورنر سورین و جیمز تانکار، مترجم: علیرضا دهقان تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۴
- مخاطب‌شناسی، دنیس مک‌کوایل، مترجم: مهدی منتظرقائم، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها. ۱۳۸۵
ارتباطات و حرکات بدن – مایکل آرژیل – مترجم : مرجان فرجی – انتشارات مهتاب – چاپ اول1378

یاور علیپور ملاباشی - دانشجوی دکترای تخصصی علوم ارتباطات

 

نسخه چاپی نسخه XML فایل خبر ارسال به دوستان
کلید واژه
 
تلگرام سراسری - سایت اصلی
زمان انتشار: ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۴ مهر ساعت 13:32 | تعداد بازدید: 203 | کد مطلب: 32790
ارسال نظر
نام:
captcha
کد امنیتی:
پست الکترونیک:
نظر: 100

مشاهده دیدگاه بینندگان



چند رسانه ای
عکس
فیلم
طرح و پوستر
کاریکاتور
صوت
 
  • جمعی از کارکنان تامین اجتماعی اردبیل از قلعه رودخان دیدن کردند
  • دیدار مدیر کل تامین اجتماعی استان اردبیل از کارخانه جهان بلاست سبلان اردبیل
  • بازدید مدیر کل تامین اجتماعی استان اردبیل از بیمارستان ارس بارس آباد
  • گفتگو با مدیر کل تامین اجتماعی استان اردبیل

آرشیو

آرشیو

آرشیو

آرشیو

آرشیو

Page Generated in 0/7900 sec