شناسه خبر: 78150
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ سه شنبه ۳ ارديبهشت، ساعت 06:00
هر روز یک ایه از کلام وحی

ایمان، شرط قبولی انفاق

وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا یَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ کُسَالَى وَلَا یُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ کَارِهُونَ ﴿توبه/۵۴﴾ هیچ چیز آنان را از پذیرفته شدن انفاقشان بازنداشت، مگر آنکه آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز را جز با کسالت وسستی به جا نمی آورند، و جز با بی میلی و ناخشنودی انفاق نمی کنند.

  ایمان، شرط قبولی انفاق

وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا یَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ کُسَالَى وَلَا یُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ کَارِهُونَ ﴿توبه/۵۴﴾
هیچ چیز آنان را از پذیرفته شدن انفاقشان بازنداشت، مگر آنکه آنان به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز را جز با کسالت وسستی به جا نمی آورند، و جز با بی میلی و ناخشنودی انفاق نمی کنند.

رسول اکرم( صلى الله علیه و آله و سلم):
سه چیز از حقیقت های ایمان است: انفاق کردن در حال تنگدستی، انصاف به خرج دادن با مردم و دانش بخشی به طالب دانش.
بحارالانوار،ج77،ص52

تفسیر المیزان
این آیه همان نپذیرفتن انفاق منافقین را به بیانى مفصل‏تر تعلیل مى‏کند و به عبارت دیگر به منزله شرح و توضیح فسق ایشان است، و در آن، کفر به خدا و رسول او، و کسالت و بى میلى در نماز خواندن، و کراهت در انفاق از ارکان نفاق آنان شمرده شده است.
تفسیر روشن
براى قبول نشدن إنفاق منافقین سه وجه ذکر فرموده است:
أوّل- کفر بخدا و رسول او اگر چه بظاهر و بزبان دعوى إیمان کنند، ولى از قلب ایمان نداشته، و در افکار و أعمال از برنامه و آیین إلهى پیروى نکرده، و بلکه مخالفت مى‏کنند.
و چون دستورها و أحکام پروردگار متعال و رسول او در مورد قبول و پذیرش نیست، چگونه مى‏شود که نیّات آلوده و أعمال ناخالص آنها (انفاق) مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد؟ و چگونه با این خصوصیّات و آلودگیها مى‏توانند از خداوند متعال توقّع و انتظار داشته باشند که أعمال آنها را بپذیرد؟
دوّم- در مقام عمل و در خارج در رابطه نماز که بهترین وسیله ارتباط و توجّه و خضوع در مقابل پروردگار متعال است، هیچگونه از خود علاقه و خصوصیّت و اشتیاقى نشان نداده، و با حالت گرفتگى و کسالت و ناراحتى بنماز نزدیک مى‏شوند، بطوریکه انزجار و نارضایتى آنها محسوس مى‏شود.
و کسالى: جمع کسلان و کسلى است، چون سکارى و سکران و سکرى، و بمعنى اظهار سستى و ضعف باشد
سوّم- وَ لا یُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ کارِهُونَ: إنفاق در صورتى از روى علاقه و میل و رغبت صورت مى‏گیرد که انسان بمبدء و معاد یعنى بخداوند متعال و بروز آخرت معتقد باشد، و در اثر این عقیده انسانها را بندگان خداوند و وابسته باو بداند، و چون فقر و ضعف و نیازمندى در آنها مشاهده کرد: بجریان طبیعى و روى وجدان پاک احساس وظیفه کرده و از آنها دستگیرى مى‏کند.
ولى اگر از لحاظ ایمان بخداوند و روز آخرت، سست و بى‏عقیده باشد: به بندگان خدا مانند أحکام و آیین إلهى نیز توجّه و علاقه‏اى پیدا نخواهد کرد.
و از اینجا روشن مى‏شود که: گروهى که ایمان بخدا نداشته و سنگ طرفدارى و حمایت از مردم را بسینه مى‏زنند، صد در صد بخاطر استفاده شخصى و عنوانى و جلب مردم است و بس.
این گروه اگر منافع خودشان را در خطر به بینند، هیچگونه از صدمه زدن و کشتن و نابود کردن آنها باکى نخواهند داشت.
.........................................................................................................
صبحی دگر می آید ای شب زنده داران
از قله های پر غبار روزگاران

ازبیکران سبز اقیانوس غیبت
می آید او تا ساحل چشم انتظاران

آید به گوش از آسمان: این است مهدی
خیزد خروش از تشنگان: این است باران

با تیغ آتش می درد آن وارث نور
در انتهای شب گلوی نابکاران

از بیشه زار عطرهای تازه آید
چون سرخ گل بر اسب رهواربهاران

آهنگ میدان تا کند او، باز ماند
در گرد راهش مرکب چابکسواران

آیینه آیین حق، ای صبح موعود
ماییم سیمای تو را آیینه داران

دیگر قرار بی تو ماندن نیست در دل
کی می شود روشن به رویت چشم یاران؟

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha