زمان انتشار: ۱۳۹۷ يکشنبه ۲۱ بهمن ساعت 13:36 تاریخ بروزرسانی : ۱۳۹۷/۱۱/۲۱ ساعت 13:36    تعداد بازدید: 69    کد مطلب: 74566

مهدی اسفندیار
درس های بایسته از "رسانه و فضای مجازی" برای مدیران


درس اول: "درج یک خبر در یک کانال خبری پایان دنیا نیست"
فضای مجازی یکی از بهترین فرصت هاست که در کشور ما تا حدودی نهادینه شده است. فرصتی که اکنون همه عقلا بر آن هستند که می شود از آن با برنامه ریزی دقیق، به نفع کشور استفاده کرد. منتهی این فضای جدید متاسفانه؛ به دلیل کم سوادی رسانه ای برخی مدیران کشور؛ نوعی تهدید تلقی شده است.
برخی از مدیران خوش ذوق باب گفتگو را باز کردند؛ برخی ها بی توجهی و کم توجهی و برخی ها پرچم تهدید و شکایت و .‌‌..
به هرحال تیپولوژی این مدیران نیز خیلی جالب است؛ معمولا مدیران شفاف یار رسانه ها شدند و مدیرانی هم شاید باشند که از فرط حاشیه وغیرشفاف بودن، زبان تهدید و تطمیع و ... را برگزیده باشند اما رسانه ها متوقف نشدند و مسیر آگاه سازی را در پیش گرفته و سهم خود را حتی بیشتر از رسانه های رسمی در تولید خبر ارتقا دادند.
اما اینکه واقعا مدیران چگونه بتوانند با رسانه های مجازی ارتباط بگیرند و چگونه با نقدها مواجه شوند و از کنار اخبار بگذرند، موضوعی است که در پست های بعدی به آن خواهیم پرداخت که شاید چکیده ای از نکات ضروری باشد که هر مدیری که در بوته خبر است با آن مواجه شود.
درس دوم: "جنگ پینک پنگی"
مدیران باید بدانند که بعد از گسترش آی تی و مکانیزه شدن کلیه فرایندها، اصلا امکان پنهان سازی هیچ دستوری حتی محرمانه های اداری معمول وجود ندارد. هکرها تنها تهدید نیستند بلکه پرسنل ناراضی و پرسنل حساس به فساد در کنار سهل انگاری در اثر خطاهای اداری معمول آنها را در معرض حادثه افشا شدن محرمانه ها قرار می دهد؛ داشتن استدلال قوی برای رفتارهای اداری و تصمیمات اتخاذ شده تنها راه تضمین حیثیت مدیران است و در غیر اینصورت استعفا یا عذرخواهی رسمی یا تصحیح اشتباه سه راه پیش روی هستند. جنگ پینک پنکی خطر بزرگی است که ناشی گری در مواجهه با این حادثه می تواند مدیران را تهدید کند؛ عارضه پینک پنکی دقیقا همان اتفاقی است که مدیر را در معرض برکناری با افتضاح تمام قرار می دهد زیرا رسانه؛ شغل و هنر اهالی این حوزه است اما برای مدیران تنها بخشی از کار است.
مدیران باید بدانند در شرایط امروز داشتن مشاور رسانه ای قوی و دارای سابقه کار در رسانه و جدال رسانه ای یک الزام در عصر مدیریت شیشه ای است و روابط عمومی به دلیل سپری شدن عصر مدیریت پشت درهای بسته دیگر جای خودنمایی نورچشمی ها نیست.
درس سوم: "اپوزیسیون سازی"
شاید تجربه افزایش ممبرهای کانال های منتقد و اپوزیسیون مدیران؛ نظیر آنچه در حوزه  سلامت و بیمه رخ داده موضوع جالبی باشد؛ تنها کانال های تک نفره ای که می توانند اینچنین مورد حمایت باشند در این حوزه ها وجود دارد؟! چرا؟!

در درجه اول تنوع تضاد ها و گروه های با منافع متضاد و تنوع صنوف عامل اصلی این همه کانال است که در هر کانال از چند هزار تا چند ده هزار نفر وجود دارند اما در یک نگاه کلی شکل گیری این کانال ها در سایر حوزه ها را باید یک فرایند عادی دانست و تنوع آنها هیچ اتفاق مهمی را رقم نخواهد زد. آنچه مهم است کانال های جریان ساز است؛ این کانال های جریان ساز دارای مغز طراحی فرایند هستند که بسیار حرفه ای عمل می کنند. این کانال ها را باید یک نعمت برای حکمرانی و مدیریت دولتی دانست و تعامل با آنها را باید از راه مدیریت شفاف و مدیران قوی رسانه ای پیش برد؛ این کانال ها اهمیت فراوانی دارند و دقیقا ضمن اینکه نوعی سوپاپ هستند و سئوالات جامعه را مطرح می کنند و اصلاحات مورد نظر جامعه را به زبان تند و متهورانه بیان می کنند اما کوچکترین بی احتیاطی در مواجهه با این نوع کانال ها و ‌تحمیل هزینه بر آنها می تواند به رفتن نخبگان حوزه های خبری به سمت کانال های پنهان و بی شناسنامه یا خارج نشین منجر شود که دیگر ابتکار عملی در مواجهه با آنها در دست نظام دولتی نیست.
در حسن کانال های یادشده می توان به برخورد بسیار مسئولانه و عالمانه آنها در مورد تمامیت کشور و استقلال کشور و ... در ماجرای دی ماه ۹۶ دقت کرد که تا مرز درخواست همه پرسی هم رفته اند اما خطرات هجوم بیگانگان و آشوب و قومی گری را نیز به معترضان یادآوری کردند؛ اینان به نوعی عقلای لازم و واجب هستند و سرمایه های اجتماعی هستند که خطر نبودشان بسیار بیشتر از دردسر بودنشان و زبان تندشان است.
در سیستم اداری و غیرسیاسی باید مدیران بدانند که در درجه اول شکل گیری اپوزیسیون خبری منتج از نبود رابطه عقلانی و عاطفی و انحصارهای غیرمنطقی در داخل ادارات است که باید تصحیح شود و در درجه دوم "تهدید" پرسنل و نقادان به شکل "تشدید" فشار رسانه ای مجددا منعکس شده و کاملا رابطه مستقیم دارند و در نهایت به شکل گیری کانال های بی ادمین منجر می شوند که هرچه بخواهند، می گویند.
برای جلوگیری از تشکیل اپوزیسیون خبری تنها راه بالابردن ظرفیت نقد پذیری و پذیرش تنوع آرا و افکار در سیستم مدیریتی است؛ در غیر اینصورت باید مدیران خود را برای تبدیل شدن کارکنان به منبع خبری اپوزیسیون و مشاهده رشد حیرت آور مخاطبان و اعضای آنها آماده کنند.


کلید واژه
 

ارسال نظر
۱۰۰
captcha