شناسه خبر: 72739
تاریخ انتشار:۱۳۹۷ دوشنبه ۲۴ دي، ساعت 06:00
هر روز یک ایه از کلام وحی

خیرخواه خانواده خود باشیم

فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ﴿قصص/۱۲﴾ [خواهرموسی] گفت: آیا می خواهید شما را به خانواده ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما به عهده گیرند و خیرخواه او باشند؟

خیرخواه خانواده خود باشیم
فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ﴿قصص/۱۲﴾
[خواهرموسی] گفت: آیا می خواهید شما را به خانواده ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما به عهده گیرند و خیرخواه او باشند؟

امیرالمؤمنین علی ( علیه‌السلام):
در پند و موعظة خانواده‌ات کوتاهی نکن، (فردا) دربارة آن‌ها از تو بازخواست خواهد شد. (دستور معالم‌الحکم، ص ٧٢)
تفسیر نمونه
من زنى از بنى اسرائیل را مى‏شناسم که پستانى پر شیر و قلبى پر محبت دارد او نوزاد خود را از دست داده، و حاضر است شیر دادن نوزاد کاخ را بر عهده گیرد.
مامورین خوشحال شدند و مادر موسى را به قصر فرعون بردند نوزاد هنگامى که بوى مادر را شنید سخت پستانش را در دهان فشرد، و از شیره جان مادر جان تازه‏اى پیدا کرد، برق خوشحالى از چشمها جستن کرد، مخصوصا ماموران خسته و کوفته که به مقصد خود رسیده بودند از همه خوشحالتر بودند، همسر فرعون نیز نمى‏توانست خوشحالى خود را از این امر کتمان کند.
شاید به دایه گفتند تو کجا بودى که اینهمه ما به دنبالت گردش کردیم کاش زودتر مى‏آمدى! آفرین بر تو و بر شیر مشکل‏گشاى تو! در بعضى از روایات آمده است که وقتى موسى پستان این مادر را قبول کرد هامان وزیر فرعون گفت من فکر مى‏کنم تو مادر واقعى او هستى! چرا در میان اینهمه زن تنها پستان تو را پذیرفت؟ گفت اى پادشاه! به خاطر این است که من زنى خوشبو هستم، و شیرم بسیار شیرین است، تا کنون هیچ کودکى به من سپرده نشده مگر اینکه پستان مرا پذیرفته است! حاضران این سخن را تصدیق کردند و هر کدام هدیه و تحفه گرانقیمتى به او دادند! «1».
در حدیثى از امام باقر ع مى‏خوانیم که فرمود:" سه روز بیشتر طول نکشید که خداوند نوزاد را به مادرش بازگرداند"! بعضى گفته‏اند این تحریم تکوینى شیرهاى دیگران براى موسى به خاطر این بود که خدا نمى‏خواست از شیرهایى که آلوده به حرام، آلوده به اموال دزدى و جنایت و رشوه و غصب حقوق دیگران است این پیامبر پاک بنوشد، او باید از شیر پاکى همچون شیر مادرش تغذیه کند تا بتواند بر ضد ناپاکیها قیام کند و با ناپاکان بستیزد.
و به این ترتیب" ما موسى را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غم و اندوهى در دل او باقى نماند، و بداند وعده الهى حق است اگر چه اکثر مردم نمى‏دانند"
تفسیر نور
-وقتى سر انسان متکبّر به سنگ خورد، راهنمایى و پیشنهاد دیگران، حتّى یک فرد ناشناس را نیز به راحتى مى‏پذیرد. «فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ»
- پیشنهادات خود را در رابطه با چیزى که حساسیّت برانگیز است، بطور عادّى مطرح کنیم. «هَلْ أَدُلُّکُمْ»
در برابر دشمن باید زیرک بود. (خواهر موسى، نامى از مادر به میان نیاورد و نگفت: «على امه»، بلکه آن را به صورت ناشناس ذکر کرد.) «عَلى‏ أَهْلِ بَیْتٍ»
- نیازمندى‏هاى نوزاد، منحصر در غذا نیست، بلکه او به خانواده و کانون محبّت نیز احتیاج دارد و لذا خواهر موسى سخن از سرپرستى همه‏جانبه کرد، نه تنها تغذیه. «یَکْفُلُونَهُ»
- پیشنهادات خود را به گونه‏اى مطرح کنیم که مخاطب، آن را به نفع خود بداند.«یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ»
- کفالتى ارزشمند است که با خیرخواهى و محبّت همراه باشد. «یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ»
.............................................................................................................................................................................................
سلام برتو که هستی،تمام مطلع انسان
وجاده بی تو وچشمت عجیب مانده پریشان
دوباره جمعه ی دیگر،جوانه زدگل شعرم
وآسمان تغزل،گرفته بی تو که باران
تمام شعرنگاهم و واژه واژه ی غربت
وسطر سطرشقایق وجمله جمله ی ایمان
همه،همه،نه فقط من،کتاب آمدنت را
ورق زدیم که شاید...ولی چه بی سروسامان
کدام پنجره رامن،گشوده ام که بیائی؟
کدام خاکی قلبم،برای اوست خیابان؟
سکوت می کنم انگار واژه نیست وحرفی
نمانده است برایم،پراز گناهم وعصیان
غروب دردغزلها،طلوع آمدنت شد
بیاکه قصه ی عمرم نمانده است به پایان

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0 نظر
captcha