زمان انتشار: ۱۳۹۶ شنبه ۲۰ آبان ساعت 09:58 تاریخ بروزرسانی : ۱۳۹۶/۸/۲۰ ساعت 09:58    تعداد بازدید: 138    کد مطلب: 50678

چاره جویی اصولی برای صندوق های بازنشستگی
حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری


این روزها مباحث متعددی در مطبوعات و شبکه های اجتماعی پیرامون وضعیت سازمان تأمین اجتماعی مطرح میشود که لازم است در این خصوص به مواردی اشاره نمود از جمله:
یکی از ناگوارترین اتفاقاتی که در حوزه تأمین اجتماعی حادث شده این است که نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی کشور، به جای بررسی آسیب ها و شناسایی عمیق و عالمانه مشکلات صندوق تأمین اجتماعی و چاره جویی اصولی در این رابطه بلاخص تمرکز بر روی قوانین و مقرراتی که مصوب مجالس گذشته و دولتهای مختلف در بوجود آمدن بحران برای این صندوق بین النسلی بوده است مداخلات آشکار و نهان این کانونهای قدرت بوده است، اما به نظر میرسد اگر افزایش مداخله دولت و مجالس در امور این سازمان بیمه ای کاهش پیدا کند و اگر مداخله ای هم باید بشود بر اساس اصول و قاعده و محاسبات علم بیمه ای مبتنی بر عدالت و همچنین تأمین بار مالی بین النسلی مربوط باشد، آن وقت می توانیم از سازمان تأمین اجتماعی انتظار پاسخگویی داشته باشیم.
گرچه واضح و مبرهن است که راه جلوگیری از بروز و خارج شدن از بحران فعلی سازمان، انجام اصلاحات اساسی و سیستماتیک و همچنین پارامتریک و مهندسی جدید در شکل و قالب نظام چند لایه تأمین اجتماعی میباشد تا از پیشرفت بحران فعلی و بحرانهای آینده جلوگیری کند اما به نظر می رسد از طرفی فکر اساسی برای کاهش شکل حمایتی سازمان که به صورت ذاتی بر عهده حاکمیت و دستگاههای دولتی است اقدام شود و همچنین از وارد کردن سازمان به تکالیفی خارج از قوانین با تصمیمات سیاسی و تحکمی؛ لذا می بایست طبقه کارگر بعنوان صاحبان این سرمایه خودآگاه شوند و به فکر راهکاری برای ماندگاری سازمان باشند این در حالیست که امروز کارگران هم با انواع تلاشها به دنبال بازنشستگی هایی که نشأت گرفته از همین قوانین حمایتی هستند از جمله قانون سخت و زیان آور که ما هم به ادامه آن مخالفتی نداریم لاکن عوامل زیان آور مشاغل و عوامل سختی و دشواری کار بویژه در حوزه صدور و تمدید پروانه های صنعتی و استاندارد سازی و سالم محیط کار، منتج به زیان رساندن به جسم و روح کارگران و پرسنل و خسارت به صندوق تأمین اجتماعی میگردد زیباتر اینکه شرکتهایی که گواهینامه ISO دارند حکم به سختی کار میدهند که در دنیا و سایر ممالک در حال توسعه و پیشرفته اساساً شغل زیان آور را قبول ندارند و به رسمیت نمی شناسند و فقط تمرکز آنان بر بخش کار سخت است اما کارفرما را مکلف میکنند که برای این سختی کار ساعات کار را کم و کاهش دهند و حقوق کامل را هم پرداخت کنند.
لذا دائمی شدن برخی قوانین که اساساً و ذاتاً بایستی موقت باشند نظیر قانون بازسازی صنایع یا قانون سخت و زیان آور منتج به این شده تا کارخانه ای که بیش از چهل سال از عمر آن میگذرد و دیگر توجیه اقتصادی ندارد و تاکنون چند نسل کارگران آن بازنشسته زودرس شده اند از نعمت همین قوانین به همین راه ادامه دهد و حاضر نباشد که تکنولوژی کارخانه را به روز کنند و آنرا به سطح توجیه فنی و اقتصادی برسانند.
علت این بی توجهی کارفرمایان به نظر بنده دائمی شدن همین قوانین است که بصورت ذاتی میبایست موقت باشد و اصلاح ساختاری تکنولوژی کارخانه و روزآمد کردن آنرا مرقون به صرفه تشخیص دهند تا متوسل شدن به این گونه قوانین، لذا راه نجات منابع، اصلاحات و به روز کردن تکنولوژی است نه متوسل شدن به قوانین حمایتی تحمیلی مجالس و دولتها به سازمان تأمین اجتماعی؛ از طرفی راه نجات سازمان نیز اصلاحات سیستماتیک و پارامتریک و مهندسی مجدد در قالب شکل دهی ساختار سه جانبه به صورت عملی است نه شعاری، و آینده روشن کارگران نیز استمرار بقای تأمین اجتماعی برای آینده آنان و خانواده هایشان می باشد نه وجود قوانینی سخت و زیان آور و ماده 10 اصلاح ساختار صنایع یا خرید سوابق بیمه ای که امیدوارم نگاه کارگران نیز به قوانین حمایتی تحمیلی دولتها و مجالس تغییر کند و آنان واقف شوند که اینگونه قوانین قبل از اینکه به نفع آنان باشد در بلند مدت به ضرر آنها خواهد بود آنهم ضرر و زیانی غیر قابل جبران همانند صندوق فولاد.


کلید واژه
 

ارسال نظر
۱۰۰
captcha




Page Generated in 1/2198 sec