شناسه خبر: 47972
تاریخ انتشار:۱۳۹۶ سه شنبه ۲۱ شهريور، ساعت 09:55
شاید بتوان تنها با دلاوری شهری را مسخر کرد. لیک نگاه داشتن آن جز با تسخیر دل های مردم میسر نیست.

از مدیریت پروژه بسیار گفته شده و در چگونگی اداره مراحل مختلف پروژه ها، کتاب ها نوشته شده است، ولی آنچه کمتر به آن پرداخته شده است "رهبری پروژه" است. از آن جا که پروه ها بیشتر توسط مدیران فنی مدیریت می شوند، نگرش حاکم بر مدیریت پروژه، نگرشی مکانیکی است. چنین نگرشی بیشتر درگیر روابط علت و معلولی حاکم بر یک سیستم مکانیکی است تا روابط پیچیده و آمیخته با ظرایف روحی انسانی و این در حالیست که  "رهبری" مقوله ای است که با تسخیر دل ها سروکار دارد. مدیران پروژه ی با تجربه، به خوبی با نقش و اهمیت درگیر شدن دلهای افراد تیم برای به پایان رساندن موفق پروژه ها آگاهند.


رهبری را "هنر جلب پیروی داوطلبانه دیگران"  تعریف کرده اند و پیروان، هنگامی داوطلبانه از مدیر پروژه پیروی می کنند که دل در گرو انجام پروژه داشته باشند و روحشان بی تاب  در به سرانجام رساندن آن باشد، رهبری پروژه یعنی پیوند زدن میان مغز، دست، قلب و روح آنان که در خدمت انجام یک پروژه اند و پیروی یک پروژه در گرو هنر رهبری مدیر پروژه ای است که هنرمندانه، توان مغز و دست تیمش را با شور و اشتیاقِ برآمده از قلب و روح آنان در آمیزد.


مدیر پروژه ای که پروژه ساخت پل یا سدی را در دستور کار دارد، برنامه اجرایی دقیقی می ریزد و انواع و اقسام تکنیک های علمی را به کار می گیرد تا نقشه ها کشیده شوند، محاسبات دقیق ریاضی صورت گیرند، مصالح لازم از بهترین ها گردآوری شوند، زمان بندی های دقیقی صورت گیرد، همه و همه انجام می شود ولی انجام همه اینها تضمینی بر پیروزی پروژه نیست. پروژه نیاز به دم مسیحایی رهبری دارد که بتواند روحی در این کالبد بی جان بدمد. مدیر کاردان می داند که به جای تشویق و کنترل تیم در انجام هر یک از این کارها، کافیست برای ساختن پل، آتش اشتیاق دستیابی به دنیایی ناشناخته در جان اعضای تیم برافروخته شود. رهبران بزرگ برای پیروان خود دورنمایی از آینده را ترسیم می کنند تا الهام بخش آنان باشد و آنان با فداکاری، سخت کوشی و گاه نادیده گرفتنِ سود شخصی خود، خواسته های رهبر را دنبال می کنند.


تقریبا تمام رهبران زمانی کارا هستند که سه کار را خوب انجام دهند، نخست تعیین یک دورنمای شفاف ازهدفی که در نظر دارند و جلب توجه دیگران به سوی آن، دوم درگیر کردن پیروان درکار بگونه ای که حس کنند هدف، هدف خودشان است و سوم پایداری در رسیدن به هدف با وجود همه سختی ها و موانع.


جیمز لوئیس نویسنده کتاب "رهبری پروژه " در این کتاب نیاز به پرداختن به موضوعِ کمتر شناخته شده ی رهبری پروژه رابیان می کند. وی که استاد کارآزموده ی مدیریت پروژه است یادآور می شود که به کارگیری ابزارها و تکنیک های مدیریت پروژه، تنها وقتی کارساز است که با رهبری پروژه  درهم آمیزد. دکتر لویس دستاورد چند دهه تجربه ی کاری و علمی خود در زمینه مدیریت پروژه را در قالب یک جمله با خواننده در میان می گذارد:

"من سالهاست بر این باورم که مهمترین مهارت لازم برای یک مدیر پروژه، مدیریت مهارت انسانی است".

 

و باهشدار تکان دهنده ای مدیران پروژه را پند می دهد که:


"اگر کسی نتواند به شیوه ای موثر با انسان ها تا کند، هر چه درباره مدیریت پروژه بیاموزد تنها به درد این خواهد خورد که شکست خویش را با دقت بسیار مستند سازد".


کتاب  "رهبری پروژه" می تواند راهنمایی باشد برای مدیران و راهبران پروژه های سازندگی در سراسر کشور، امید آن که کتاب راهنمایشان باشد.

تلگرام سراسری - استان ها
نظرات | 0 نظر
captcha